محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
132
اكسير اعظم ( فارسى )
حار لينى خون و صفرا فصد سررو از جانب شق عليل نمايند و بعد فصد و تنقيه صفرا به مثل صبر و هليله زرد و تعديل مزاج بسكنجبين كه از آب غوره ساخته باشند يا آب انار نمايند و ماء الشعير بنوشانند . و اگر حرارت شديد باشد سورت او از شيره تخم خرفه و ماء القرع بسكنجبين بشكنند پس اگر طبع قبض شود به آب آلو و يا تمر هندى و جلاب تحريك نمايند . و اگر نرمى طبع افراط كند ربوب قابض مثل رب سيب و رب به و غوره و شربت حماض استعمال نمايند . و اگر ابخره بسيار باشد گشنيز خشك كوفته بشكر بخورند و بصندل و گلاب و آب حى العالم و آب كاهو و گشنيز تازه طلا كنند . و اگر التهاب شديد بود كافور و افيون اضافه نمايند و موضع درد را به آب نيمگرم بشويند . و اگر درد قوى باشد افيون به روغن بنفشه و آب كاهو حل كرده در بينى و گوش جانب درد چكانند . و هر گاه درد ساكن شود تغذيه به مزورات سازند بعده چوزه مرغ به آب سماق يا سركه دهند . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه اگر شقيقه حار باشد بعد تنقيه لزوم شرب شربت ورد به آب آلو بخارا و تمر هندى يا معجون بنفشه به اين هر دو كنند و به آب گشنيز و سركه و روغن گل و افيون طلا نمايند و از همين اجزا سعوط كنند و از خواص است تعليق سداب و شرط موضع درد و طلا به خون آن . [ طبرى ] طبرى گويد كه علاج شقيقه حار اولا تنقيه بدن است اگر مانعى نبود بدوائى كه در صداع دموى ذكر كرديم و آن مطبوخى است كه در آن هليله زرد و تمر هندى داخل است بعد از آن ده روز صبر كرده تنقيقه سر بحب جالينوس كنند و آن معروف بحب قوقايا است و بر مزورات كاهو مسلوق و كاسنى و كدو و ماش و بقله يمانى و طرخشوق مسلوق و لبلاب مسلوق و امثال آن لزوم نمايند . و هر گاه در عليل ثابت بود و علامات غلبه دم معلوم گردد و مانعى از تنقيه نباشد بايد كه استفراغ او به فصد هر دو باسليق و ابطى و قيفال نيز يكى بعد ديگرى نمايند و در ميان دو فصد فاصله ايام چندان بايد كه در آن امن از سقوط قوت مريض بود و چون تنقيه كردند و فضول مجتمعه در سر باقى ماند آب نيمگرم كه در آن خشخاش مع پوست و بنفشه و سبوس گندم جوشانيده باشند بر سر ريزند . و اگر اين كفايت نكند امساك نبض شريان به اين لازق نمايند بگيرند تخم كاهو يك درم بزر البنج دو دانگ مر صاف يك درم افيون مصرى نيم دانگ كتيرا دو دانگ و همه را سوده به سركه حل كرده بر كاغذ مقدار درهم تراشيده طلا كرده بر صدغ چسپانند تا ايام متوالى . و اگر اين هم كفايت نكند بشريان صدغ و پس گوش نگاه كنند و هر كدام از آن كه شديد الحركه و كثير الانفاخ باشد قطع و داغ آن به عمل آرند . و اگر خواهند قطع او بداغ كنند و يا اول قطع نمايند پس داغ نهند و گاهى قطع از داغ مستغنى سازد و قطع و داغ سليم است اگر بعد تنقيه و پرهيز و سكون مزاج واقع شوند . و اما قطع فقط پس خلقى كثير را ديدم كه سل شرائين كردند و ضرر در حركات چشم و ضعف بصر عارض شد و مردى را در بصره ديدم كه از سل شرائين او را حول همان روز حادث گرديد و شخصى را ديدم كه از سل شريان سيلان لعاب پيدا شد . و اما شريان پس هر دو گوش كسى را نديدم كه سل آن كرده باشد . و ايضا بتر آنها نزد من محبوب نيست بهر آنكه بقراط در كتاب اهويه و بلدان ذكر كرده كه هر كه او را در سن صبا اين دو رگ را قطع كنند عنين گردد و يا منى او فاسد شود و قابل توليد نسل نماند و حكم بتر آنها در مرد كلان بر قياس امر بتر طفل جارى نمىشود و هنگام بتر و داغ بى شك شقيقه زائل مىشود اگر عقب تنقيه موافق و پرهيز تام باشند . و در هر نوع صداع طبيب از مراعات مزاج مريض غافل نشود و هر گاه مزاج او از حالت طبيعى متغير شود در تعديل مزاج او اهتمام بسيار كند تا به اعتدال خاص او باز آيد زيرا كه علاج مرض عضوى ممكن نيست در حالتى كه مزاج آن عضو متغير باشد و آن مرض با وجود تغيير مزاج عضو زائل نمىشود و لهذا اگر مزاج عضوى متغير باشد اگر در آن جراحت بود فراهم نمىشود . و اگر قرحه بود تبديل نمىگردد پس هر گاه اين در عضوى واجب بود در جميع بدن بدرجه اولى واجب باشد . علاج شقيقه بارد در بلغمى نضج ماده به منضج بلغم نموده تنقيه به مسهل بلغم و حب ايارج نمايند . و ايضا از منضجات آن سكنجبين بزورى و عنصلى است و كدا مطبوخ مصطكى انيسون باديان مويز منقى و در سوداوى بنضج و تنقيه سودا پردازند و بعد از تنقيه ادويه مسكن وجع كه در انواع صداع مذكور شد و هر چه در اينجا بقلم مىآيد حسب حاجت به كار برند و ضماد قرص مثلث به آب حنا سوده معمول است و طلاى مر و زعفران و اندكى مشك به آب يا گلاب سوده گرم نموده نيز نافع است . و اگر ماده بسيار غليظ باشد اندكى افيون و پوست بيخ كبر زياده نمايند و يا انزروت و فلفل سوده با گلاب سرشته بر شريان صدغ گذارند و فرفيون يك مثقال حلتيت يك درم جاوشير سه درم به سركه سرشته طلا كردن نافع شقيقه مزمنه است و در روغن ياسمين اندكى مشك حل كرده در گوش چكانند و سعوط افيون و چند فلفل سياه با مسكه گاو سائيده براى شقيقه كبير السن مفيد است . و اگر برگ مرزنجوش و بابونه هر يك ده درم كوفته در لعاب حلبه سرشته در صره بندند و گرم كرده بدان تكميد نمايند براى وجع شديده و رياح غليظه نافع بود و بعضى نمام قسط اكليل الملك هر يك پنج درم در اين كماد افزودهاند و اين لزوق نيز نافع است مغز نان ده درم سداب سه درم پودينه سه درم به روغن گل سرشته بر موضع نهند . و اگر شقيقه با ريزش نزله بارد باشد اسطوخودوس چهار ماشه باديان شش ماشه شكر سرخ دو توله در آب جوشانيده صاف كرده بنوشند و از سبوس