محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
130
اكسير اعظم ( فارسى )
مركب حكم نمايند . و هر گاه با وجود آثار ماده مريض شكايت غثيان و تهوع نمايد پس بپرسند كه تهوع باقى است يا بدون قى اگر باقى باشد و از قى تسكين يابد ماده شقيقه در معده باشد و شقيقه به مشاركت معده بود . و اگر تهوع بدون قى باشد و با وى قلق بسيار و اشك مفرط و انتفاخ هر دو شريان پس گوش بود ماده آن در عمق بدن يعنى عروق منقسمه در اعضاى داخلى باشد . علاج كلى شقيقه بعد تشخيص سبب در شقيقه بخارى و ريحى آنچه در علاج صداع بخارى و ريحى گذشت به عمل آرند و در خلطى هر چه از تعديل و تنقيه در علاج صداع دموى و صفراوى و بلغمى و سوداوى مسطور شد حسب سبب مشخص به كار برند و فصد خصوصاً رگ پيشانى و بناگوش و مسهل و حقنه و جذب ماده و ضماد و نطول و غيره . سائر تدابير به همان نهج و به طريقى كه در بيضه و خوده گذشت استعمال نمايند الا آنكه عنايت در سعوط و نطول و تدهين و اطليه بجانب عليل بيشتر مصروف دارند و باقى علاج مخصوص اين مرض در اينجا مسطور مىگردد . و چنانچه گويند كه از جمله معالجات مخصوصه اين علت اين ضماد از مجربات است بزر البنج زعفران بسباسه صمغ عربى كتيرا حب كاكنج گل بنفشه افيون هر يك سه ماشه گل ارمنى چهار ماشه در گلاب سوده بر پاره كاغذ مدور به شكل فلوس تراشيده در آن سوزن بسيار زده بر يك جانب آن ادويه مذكوره طلا نموده بر صدغ چسپانند و تبخير كاغذ تنها و همچنين بخور پارچه كبود و دارالى سبز نفع مىكند و اول بحمام رفته غسل كنند و بعد از آن يك عدد زرده بيضه مرغ . و اگر بيضه سنگ پشت باشد بهتر است گرفته بر روى كيسه ريخته و سوراخ گوش جانب عليل بر آن نهاده خواب كنند و يا همچنان بدارند تا آنكه گوش همه را جذب كند و همينسان سه چهار روز متواتر به عمل آرند كه مجرب است . و اگر دو عدد فتيله از پارچه كبود بججم خضر ساخته مدور نموده به روغن خشخاش و بنفشه بادام نيمگرم غوطه داده يكى بر صدغ و دوم بر پيشانى نهاده از تسمه چرم بودار كه بججم دو انگشت در عرض باشد محكم بر آن گردانيده بر پس سر او بندند و تا بوقت زوال سه چهار مرتبه تجديد فتيله نمايند و دو فتيله باريك ساخته بصبر سوده در روغن آميخته آلوده در هر دو گوش نهند كه در هفته صحت كلى مىشود و مجرب است . مسيحى گويد كه در شقيقه اولًا تنقيه بدن به فصد اگر دموى باشد و يا به ادويه مسهل ماده نمايند بعد از آن شق عليل سر و عضل صدغ را بپارچه بمالند تا آنكه سرخ و گرم گردد بعد از آن ادويه مسخن يا مبرد به حسب ماده مرض بر آن استعمال كنند و ادويه مقوى رأس كه در آن قبض باشد مخلوط سازند . مجوسى گويد كه علاج خاص شقيقه بعد تنقيه تمريخ جبهه و عضل صدغ جانب عليل قبل وقت دوره است بروغنها و اضمده موافقه آن بعده باجتناب ماده به سوى اسفل از حقنهاى لينه اگر ماده حار باشد . و اگر بارد غليظ بود بحقنهايى كه در آن ادنى حدت باشد . و اگر شقيقه از اخلاط صاعده از معده به سوى دماغ حادث شود تنقيه معده بقى و اسهال كنند . و اگر مرض تسكين نيابد و دانند كه سبب حدوث او خلط ردى در عروق پس گوش يا در شريان صدغ است پس هر كدام را از آن كه ممتلى و سريع الحركه يابند قطع كنند كه اين آخر علاج او است و مداوات سائر انواع شقيقه به حسب آن است كه در صداع ذكر كرديم ذكر بعض ادويه كه بالخاصيه در اقسام شقيقه نافع است موى سر انسان در صره بسته بر جانب عليل آويختن و كذا دهنه فرنگى و همچنين استخوان صدغ رخمه يمين بر جانب يمين و يسار بر يسار آويختن . و ايضا تعليق هفت عدد طاقات سداب بر جانب عليل و سعوط زهره بز جوان و كذا برگ شاهسفرم و كذا مغز سربوم به روغن بادام و كذا روغن ياسمين و كذا روغن خسته خوبانى و كذا روغن شونيز و كذا بندق هندى . و ايضا آب بيخ چقندر سه قطره و كذا زهره مرغابى به روغن بادام و كذا آب كشنيز سبز و شموم مصطكى و عنبر و مشك و جوزبوا و گل ياسمين و سيب و نرگس و گل خيرى و بخور استخوان سگ و كذا سندروس و قطور جدوار بنفسجى به آب سوده در گوش مخالف جانب درد هر واحد مستكن وجع شقيقه است . و اگر خرما چهار عدد در شير گاو يك آثار جوشانيده خرما بخورند و شير بنوشند براى شقيقه كه مقارن طلوع آفتاب بود از مجربات اطباى هند است و كذا بخور سيندور بر كاغذ ماليده فتيله ساخته و كذا زنجبيل صندل سفيد پوست بيخ آرند به آب شسته برنج سائهى سوده بر شقيقه و پيشانى طلا كردن شقيقه و صداع حار و بارد را مجرب و بى نظير نوشته و همچنين تخم هليله سائيده با آب نيمگرم ضماد كردن . و ايضا بيخ ستاور تازه كوفته آب او برآرند و برابر آن روغن كنجد انداخته بجوشانند چون آب بسوزد و روغن بماند بر سر بمالند كه در انواع شقيقه و صداع از مجربات ايشان است . علاج شقيقه حار در قسم دموى بعد فصد قيفال يا اكحل فصد رگ پيشانى و رگ بينى و حجامت ميان دو شانه و فصد صافن و حجامت ساقين يكى بعد ديگرى بفاصله چند روز و تليين طبيعت به ملينات مثل ماء الفواكه با خيارشنبر و بدون آن يا مطبوح خيارشنبر و اطليه كه در آن زعفران باشد مثل طلاى زعفران و حضض به گلاب بر شقيقه