ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
70
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
احساس نمىكردند ؛ جاى اين نيشها فقط قدرى خون جمع شده بود و بس ؛ 4 - بودند بسيارى از مسافرين ميانه كه هيچ اثرى از نيش كنه در بدنشان نبود و از ترس اين حشره اردو زده بودند و در خارج شهر بسر برده بودند ، اما باز دچار همان عوارض شده بودند كه معمولا آن را به نيش كنه نسبت مىدهند . توضيح براى اين تعارضهاى مكرر را در اين نكته مىتوان يافت كه در ميانه تب و نوبهاى در پائيز شيوع پيدا مىكند كه جنبهء بومى دارد و غربا غالبا بدان گرفتار مىشوند و حتى اغلب بدان مرض مىميرند ، در حالى كه بوميها كه به زيانهاى آب و هوا و خصوصيات محيط آنجا عادت دارند بهتر در مقابل آن بيمارى مقاومت مىورزند . در واقع تمام مواردى كه من مشاهده كردم و فرضا در اثر گزيدگى اين حشره عنوان مىشد ، درست مانند تب و نوبه بود ؛ بيماران نيز همه با خوردن گنهگنه نجات مىيافتند . پس اين حقيقت واقع است كه توقف در پائيز در شهر ميانه ممكن است به سهولت به قيمت جان يك نفر غريب تمام شود ؛ در نتيجه ضمنا اين را هم بايد گفت كه نيش زهرآگين كنهء ميانه ديگر از زمرهء خيالات است . در تمام كشور سخت از عقرب و رطيل وحشت دارند ؛ عقربها بيشتر بين سنگها جاى گرفتهاند و رطيلها در ملحفهها ، لباسها ، زير فرشها و غيره در كمين نشستهاند . عقرب سياه كاشان به علت بزرگى و زهرآگينى در تمام مشرق زمين شهرت دارد ؛ همچنين عقرب كوچك زردرنگ يعنى عقرب جرار عربستان ( خوزستان ) سخت خطرناك است . نمىتوان پنهان كرد كه اگر اين حيوان ناحيهء گردن را بگزد ممكن است تورم شديدى ايجاد كند و جذب سريع زهر ممكن است به مرگ منجر شود ؛ اما بههرحال از اين موارد بسيار نادر است . بسيارى را ديدم كه دچار گزيدگى عقرب شده بودند و تنها سه تن از آنها جان سپردند . در كاشان از يك طبيب فرزانهء ايرانى از وضع و حال عقرب گزيدگى جويا شدم و وى گفت كه گزيدگى منجر به مرگ بسيار نادر است ، اما تورم زياد در عضو گزيده شده و علائم مسموميت جزئى در بيمار ديده شده است ؛ وى موردى را ذكر كرد كه كودكى را در خواب عقربى در ناحيهء گوش گزيده و وى در ظرف دو ساعت از پاى درآمده بوده است . طبق تجربيات شخصى من در ايران و مصر ، و مطابق گزارشهاى قابل قبول پزشكان ايرانى ، مصرى و تونسى مىتوان قطعا گفت كه گزيدگى عقرب و رطيل فقط در موارد بسيار نادر به مرگ منجر مىشود ، ولى آنگاه جريان گزيدگى مرگبار مىشود كه 1 - گزيدگى در ناحيهء گردن و سر باشد 2 - بيمار كودكى خردسال و كممقاومت باشد . ديگر آنكه فقط در ماههاى گرم تابستان بايد از عواقب خطرناك گزيدگى بيم داشت ، در ساير فصول سال جريان به سبكى و ملايمت بر طرف مىشود . درمان بوميها به اين قرار است كه بلافاصله محل گزيدگى را مىمكند و پس از آن سنگى كه متخلخل است و چرك را مىمكد به روى آن مىگذارند ؛ به عنوان داروى خوراكى به بيمار قير ، موميائى و ترياك مىدهند . اما من با آغشتن محل گزيدگى به محلول آمونياك همواره نتيجهء مطلوب گرفتهام . پس مىتوان به مسافر ترسان توصيه كرد كه همواره