ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

69

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

سر و وضع متفاوت يا بوى مخصوص اروپائيان ، به آنها حمله‌ور شوند . هيچ هار نمىشوند . هرچند كه من به مواردى از گزيدگى سگ برخورده‌ام اما هرگز نشانى از هارى در آنها نديده‌ام . در اينجا هم مانند قسطنطنيه سگها سخت از محلهء خود محافظت مىكنند ، سگى را كه از محله‌اى غريبه به حريم آنها تجاوز كند گاز مىگيرند و مىرانند و با عوعوى مداوم وى را از حدود و ثغور خود مىگريزانند . مگس بخصوص در بهار و پائيز ايجاد مزاحمت مىكند ؛ هنگامى كه گرماى تابستان به حد اعلاى خود مىرسد در شهرها از تعداد آن كاسته مىشود ، اما در دهاتى كه مرتفعتر است به همان نسبت به شمارهء آنها افزوده مىگردد . هميشه فكر مىكردم كه اين حشرات در تابستان گرم به نقاط كوهستانى مهاجرت مىكنند يا حتى به حيوانات باربر كه عازم آن صفحاتند مىچسبند تا بدانجا نقل مكان كنند . پشه‌ها بيشتر عذاب مىدهند بخصوص يكى از انواع آنكه به اندازهء دانهء كنف است و به « خاكى » شهرت دارد . كسانى كه به آب و هواى آنجا عادت نكرده‌اند سخت مورد حملهء پشه‌ها قرار مىگيرند . آبهاى متعفن راكد در حوضها و بوته‌هاى پرپشت در حياطها محل مساعدى براى ازدياد آنهاست ، اما برعكس مگس ، در قريه‌هاى كوهستانى كمتر است و در آنجا ديگر بيش از پشه‌هاى اروپا مزاحم نمىشوند . كيك در نواحى دشت خشك چندان زياد نيست و در عوض در ولايات مرطوب كنار درياى خزر تعدادش اعجاب‌انگيز است . اما در آنجا بابونهء گاوى يا كيك‌واش مىرويد كه توصيه مىشود آن را با خود داشته باشند . از آن بيشتر شپش است كه مىتوان با عوض كردن هر روزهء لباس آن را از خود دور نگاهداشت . از آن گذشته بايد دانست اين حشره مانند اروپا مايهء نفرت ايرانيان نمىشود . حتى در يك مجلس محترم نيز كسى از اين ناراحت نمىشود كه يك نفر شپشى را از خود دور سازد و بدور اندازد و با اين كار خود ديگران را آلوده كند . من خود هيچ به ساس برنخورده‌ام ؛ كنه يا ملهء ميانه كه نيش آن مىگويند زهرآگين و كشنده است حشره‌اى است به نام Argaspersicus كه سواى ميانه در ساير شهرهاى ايران هم مانند تبريز و در توقفگاههاى بين راه مشهد مىتوان از آن نشانى جست . نيش اين حشره دردناك است اما زهرآگين و كشنده نيست . تقريبا در تمام سفرنامه‌ها اين مطلب هست و همهء محليها نيز گواهى مىدهند كه نيش اين حشره در پائيز مسافران و غربا ، يعنى غير محليها را ممكن است به حال مرگ بيندازد ، درحالىكه نيش آنها براى سكنهء ميانه زيانى ندارد . من چنين مطلبى را باور ندارم و آن به نظرم سخت غير محتمل مىآيد ، از آن گذشته حقايق زير خلاف آن را ثابت مىكند : 1 - اين حشره را كه كالبدشكافى كنيد هيچ عضو سمى در بدنش نمىبينيد ؛ 2 - نيش زدن همين حشره در ساير شهرها كسى را زيانى نمىرساند ؛ 3 - خيلى از مردم را ديدم كه اين حشره به آنها نيش زده بود و آنها كوچكترين ناراحتيى