ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
68
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مذهبى روز به روز افزوده مىشود ، ولى از نظر بنا و ساختمان چيز قابل ذكرى نيستند . از ميدانهاى عمومى فقط در تهران يكى را مىتوان ذكر كرد و آن سبزهميدان است . اين ميدان در دورهء سلطنت شاه فعلى ساخته و مسطح و سنگفرش شده است . دورتادور آن دكانهاى زيبائى است كه از صفه و ايوان احاطه شده و در بيننده تأثيرى نيكو برجاى مىگذارد . بعضى از ميدانهاى كوچك نيز هست كه مخصوص فروش خواربار است يا از آن به صورت قبرستان استفاده مىكنند . رسم چنين است كه به استثناى پائينترين طبقات در هر خانه ، هر قدرهم كه بزرگ باشد ، فقط يك خانوار زندگى كند . هركس طالب آن است كه از خود خانهاى شخصى داشته باشد ؛ فقط غريبهها هستند كه گاهى خانهاى را اجاره مىكنند . ميزان اجاره در پايتخت اندك نيست و در اوضاع و احوال مختلف سالانه بين 200 تا 365 تومان برآورد مىشود . حال هرگاه كسى ساليان متمادى در خانهاى نشست بيرون راندنش كار مشكلى مىشود حتى اگر مال الاجاره را هم نپرداخته باشد ، زيرا وى در اثر سكونت طولانى خود حق مالكيت كسب كرده است . به همين دليل موجر از تنظيم قرارداد اجاره به مدت دراز پرهيز دارد . اگر در مورد خانهاى كار به مرافعه بكشد هريك از طرفين دعوا مىكوشد كه آن را عملا تصرف و اشغال كند و به محض اينكه بتواند قطعهاى از اثاث خود را در خانه بگذارد ، امر تصرف از طرف وى قطعى شناخته شده است . براى حصول اين منظور اغلب يكى از اثاث و لوازم خانه را از پشتبام به داخل خانه وارد مىكنند . من خود سالهاى چندى در يكى از اين خانههاى مورد دعوا زندگى مىكردم و دوستان ايرانى من توصيه مىكردند كه نه تنها مىتوانم از پرداخت مال الاجاره خوددارى كنم بلكه مىتوانم مدعى مالكيت آن هم بشوم . خانههاى داخل شهرها هيچ عوارضى نمىپردازند ، نه به شاه و نه به دولت . هر صاحب خانهاى حق دارد آبى را كه در كوچه جارى است به خانهء خود باز كند ولى در اين مورد قانون حق را به قويتر مىدهد و به همين سبب اغلب براى آب بردن به خانه كار به نزاع مىكشد . قاعده اين است كه همسايگى با يكى از بزرگان يا روحانيون زندگى را در خانه به آدم بسيار تلخ مىكند و ديگر اينكه در جوار پليس و اعوان و انصارش كمتر از هر جاى ديگر تأمين مىتوان داشت . ديگر از خصوصيات اجتنابناپذير شهرهاى شرقى سگهاى ولگرد ، حشرات و جانوران ديگرى است كه خانه از آنها پر مىشود . در تمام شهرهاى ايران ، مانند قسطنطنيه سگها در كوچهها ، ميدانها ، قبرستانها و بازار فراوانند . هرچند مسلمانان سگ را نجس مىدانند بازماندهء غذا و نان جلو سگ مىاندازند . در طول روز سگها در زير سقف بازار و ساير پناهگاهها بسر مىبرند ؛ شبها به جستجوى غذا بيرون مىآيند و شهر را از لاشه پاك مىكنند . معمولا اين سگها رام هستند و بندرت به كسى حملهور مىشوند . هرگز ايرانى را مورد حمله قرار نمىدهند ولى گاه مىشود به علت لباس و