ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
63
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
و نوكر و دو اسب او در اين ماجرا كشته شدند . اين حصارها در برابر توطئهگران داخلى و متجاوزان خارجى تا اندازهاى رادع و مانع بشمار مىآيند ؛ بنابراين براى امنيت ارك ، مقر سلطنتى و خزانه تا اندازهاى اهميت دارند . عرصهء داخلى شهر تقسيم مىشود به ارك ، كه به سهم خود با محيطى برابر با 1872 متر « 21 » با ديوارى بلند و چينهاى و خندقى احاطه شده است و چهار محله كه از ميان آنها جديدترينش كه در شمال شرق است و در باغستانى بنا شده ، پرآبترين ، سالمترين و مرتفعترين محلهها بشمار مىرود و به محلهء شميران موسوم است . محلهء جنوب ارك پرجمعيتترين ولى كمآبترين محلههاست و كاروانسراها و بازار را در خود جاى داده است ؛ به آن محلهء شاه عبد العظيم مىگويند . محلهء غربى يعنى محلهء سنگلج بيشترين قصور را شامل مىشود و در عوض محلهء جنوب شرقى يا چاله ميدان فقيرترين و غير بهداشتىترين محلههاست . به همان كمى كه ايرانى به نماى خارجى منزل توجه مىكند ، به همان اندازه هم در پرواى كار تأسيسات و عرض معابر است ؛ كوچهها تنگ ، زاويهدار ، بىنظم و بنبست است . چون كوچهها بهم عمود نمىشود و يكديگر را قطع نمىكند ، ناگزير بايد آنها را دور زد . اين وضع روز به روز بدتر هم مىشود زيرا هركس مىتواند به ميل خود خانهاش را جلوتر بياورد و كوچه را از اين طريق تنگتر كند . در بعضى از مواضع به زحمت ممكن است دو حيوان باركش بتوانند به يكديگر راه بدهند به نحوى كه استران و شترانى كه بارهاى بزرگ كاه ، هيزم و غيره دارند مداوما راه را بند مىآورند . به تبعيت از اين اصل كه كوچه مال هيچ فرد خاصى نيست و به همه تعلق دارد ، مقابل خانهء اعيان بار كاه ، غله ، برنج و غيره را خالى مىكنند و اين كار باعث مىشود كه ساعتها عبور از آنجا ميسر نباشد . بر آنچه گفته شد اين رسم شرقى را هم بايد يادآور شد و افزود كه بزرگان در معيت جمعى كثير از خدمه و هواداران خود حركت مىكنند و سرعتشان بسيار كم است . هركس كه از حيث مرتبه و درجه پائينتر از آنان باشد ناگزير بايد از سر راهشان كنار برود ، بايستد يا بازگردد . چاهها و رشتههاى قنات نيز به مشكل مواصلات مىافزايند . شهر احتياج خود را به آب از شش قنات مختلف رفع مىكند كه همه از دامنهء رشتهء البرز سرچشمه مىگيرند و قنات شاه مهمترين آنهاست . از پاى كوه تا شهر اين قناتها پوشيده است . از خندق شهر اين قناتها به كمك « شتر گلو » به داخل شهر جريان مىيابد و در اينجا ديگر آب در وسط خيابان جريان پيدا مىكند كه گاه روباز است و گاه نيمپوشيده . همين جويها براى انتقال آب باران و فاضل آبهائى كه از شستن شهر و آبپاشى حاصل مىشود نيز به كار مىرود . در نتيجه جويها به سهولت مىگيرد و براى پاك كردن مجدد آنها در بسيارى از جاهاى خيابان سوراخهائى كندهاند . حيوانات باركش شهر كه به اين وضع عادت دارند با
--> ( 21 ) . در اصل 1040 كلافتر .