ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
489
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
هراتى به مدت سى روز نجات يافت و ديگرى كه كودكى شيرخوار بود ترياك بدادش رسيد . عرق النسا و درد صورت كه متناوبا ظاهر مىشود و آن را مىتوان عينا مانند تب لرز معالجه كرد ، از جمله ناراحتيهاى بومى محسوب است . قابليت شديد تحريك پوست « 41 » فقط در جذاميها ديده مىشود ، از طرف ديگر هر روز بيمارانى به من رجوع مىكردند كه از كرخى موضعى در پوستشان و بيشتر از همه در قسمت فوقانى را نشان گله داشتند و اين وضع و حال را معمولا با اين جمله بيان مىكردند « پوست چون نمد است ! » هواى خشك و گرم اين سرزمين مردم را از ابتلا به باد مفاصل ( روماتيسم ) حاد مصون مىدارد . اما دردهاى روماتيسمى در تكتك اعضا « 42 » نسبتا شيوع دارد و من خود در اصفهان موارد متعددى از روماتيسم تغيير شكل دهنده « 43 » نيز ديدم . در كنار درياى خزر كه هوا همواره مرطوب است بايد قاعدتا باد مفاصل مزمن بخصوص همراه با تب لرزهاى طولانى زياد باشد . اصلا نشنيدم كه اروپائيها در ايران به باد مفاصل دچار شوند هرچند كه در اثر طرز ساخت ناقص پنجرهها و درها انسان على الدوام در معرض جريان هوا قرار مىگيرد . نقرس گاه و بيگاه در مردان متعين و ثروتمند ديده مىشود اما اين بيمارى در ايل قاجار كه سلسلهء حاكم بر ايران است ، ريشهاى قديم دارد ؛ محمد شاه ، شاه پيشين ايران به مرض نقرس درگذشت . خنازير در ايران كه بچهها قسمت اعظم روز را در هواى آزاد ، بر بام خانه ، در حياط يا كوچه به تقلا و بازى مشغولند و اتاقهاى بدون پنجره هم از هواى آزاد خارج مجزا نيست هيچ زمينهء مناسبى ندارد . در عمل نيز خنازير محدود است به غدد گلو . اما نزد سياهانى كه به ايران آورده شدهاند خنازير نفرتانگيزترين اشكال را به خود مىگيرد ؛ آن دسته از سياهان كه از چنگ سل مىگريزند به بيمارى خنازير درمىگذرند . بيمارى انگليسى يا نرمى استخوان چنان نادر است كه در زبان فارسى نام معينى براى آن نمىتوان يافت . فقط يك خانواده در تهران به اين مرض دچار شده بود و مردم در اثر عدم اطلاع آنها را كوتولههاى مادرزاد مىپنداشتند . براى گواتر نيز در فارسى كلمهاى نيست ؛ مع هذا من به هشت تا ده مورد خفيف از گواتر كيسهاى برخوردهام . از عقبافتادگى در سراسر كشور هيچ اثرى ديده نمىشود . ظاهرا اين بيمارى در قوم « سلت » موروثى است . اسقربوط « 44 » يا فساد خون در قسمتهاى مرتفعتر ايران سابقه ندارد ، حد اقل آنكه من حتى با يك نوع خاص آن « 45 » هم به هيچ روى مواجه نشدهام . در اين
--> ( 41 ) . Hyperaesthesie ( 42 ) . Rheumatismus monoastricular is ( 43 ) . Rheumatismus deformans ( 44 ) . Scorbute ( 45 ) . Morbus maculosus Werlhofii