ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
490
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
قسمتها مزاج اهالى عموما بجز در مورد بيمارى بواسير استعداد دفع خون را ندارد . اما اين بيمارى در سواحل درياى خزر بيداد مىكند كه آن هم در اثر مصرف فراوان برنج و ماهى ايجاد شده است . در مورد انواع ايجاد نسجهاى غير طبيعى نادر بودن سفت و سخت شدن تكمهها و سرطان جلب توجه مىكند ؛ بيش از همه سرطان غشاء مخاطى لب وجود دارد . يك مورد هم از سرطان حفرهاى به روى پيشانى ، مشاهده كردم . فقط در دو مورد بود كه قرحهء سرطانى پس از جراحى ، دوباره ايجاد شد . در غدد سينه ، سخت شدن تكمهها و سرطان نه بار عمل كردم كه از آن شمار چهار مورد در اصفهان بود ، يك مورد اين جراحيها مربوط بود به سرطان زجاجيهء چشم . چهار بار سرطان مردمك چشم « 46 » جراحى كردم با نتايجى خوب و پابرجا و ماندنى ؛ هر چهار بيمار از اهالى ورامين واقع در ناحيهء رى قديم بودند . غدههاى اسفنجى و دانهدانه « 47 » را كه اغلب در دست و پا بود يا با برداشتن كامل آن و يا با قطع كردن دست و پا ، معالجه مىكردم و دهبار به اين عمل دست زدم . درآوردن مردمك چشم به علت ابتلاى به سرطان بافت درونى ، كارى بود كه در مورد زنى مازندرانى انجام دادم و ظاهر عمل موفقيتآميز بود ، اما باز بيمارى عود كرد و بيمار را به هلاكت رساند . از سلعهء گوشتى بدخيم « 48 » بر كيسهء بيضه دو مورد را شاهد بودم ؛ در يكى از آنها يك سال پس از جراحى ، بيمارى باز ظاهر شد ؛ در دومى بيمار قبل از جراحى جان سپرد . همهء بيماران سرطانى كه من آنها را جراحى كردم بيش از چهل سال داشتند به استثناى پسرى چهارده ساله كه به سرطان بافت زير زانو دچار بود . گوشت زيادى ( پليپ ) به تعداد بسيار ديده مىشود . منتها فقط در بينى ، همچنين غدههاى استخوان زير چشم و آروارهء زيرين آن هم در بعضى از موارد به بزرگى حيرتآور ، كم نبود . بخصوص اهالى مازندران در اين مورد قابل ذكرند . سلعه تقريبا در تمام قسمتهاى بدن ايجاد مىشود ؛ همچنين غدد بزرگ چربى كه هر وقت من پوست روى آنها را مىكندم بسرعت رو به بهبود مىگذاشت و هيچچيز مانع درمان آن نمىشد . تاجرى از رشت را كه در قسمت خارجى انگشت سبابهء خود برجستگيى به اندازهء يك شاهدانه داشت و دردهائى ناگفتنى از آن مىكشيد با برداشتن قسمتى از انگشت كه معيوب شده بود با موفقيت درمان كردم . تب لرز « 49 » يا تب نوبه در بسيارى از مناطق فقط بومى است و در ساير مناطق در بعضى از اوقات جنبهء همهگير پيدا مىكند . اين تب در ايران بيش از همهء بيماريهاى ديگر ديده مىشود و چه خود به تنهائى و چه در اثر عواقب
--> ( 46 ) . Cancer melanodes ( 47 ) . Fongus ( 48 ) . Cystosarcoma ( 49 ) . Febris intermittens