ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

488

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مىرسد كه خود بيمار مىتواند به كمك وسايل تقويت‌كننده صداى ضربان قلب خود را بشنود و آنگاه اين تپش تا مدتى دراز بدون علتى شناخته شده از بين مىرود و به حال عادى برمىگردد . گشادى سياهرگها ( واريس ) در قسمت پائين پاهاست و در نتيجه ، قرحه‌هاى پا بسيار كم ديده مىشود ؛ حتى در هنگام باردارى نيز اين رگها دردناك نيست و مانع راه رفتن نمىشود . من پيش از اين بسيار به مطالعه و تحقيق دربارهء اين بيمارى پرداخته و رساله‌اى نيز در اين موضوع نوشته بودم ؛ توقع و انتظارم در ايران نيز اين بود كه مواد جديدى براى اين تحقيق بدست آورم ، كه برآورده نشد . بيماريهاى عصبى سهم عمده‌اى در فهرست بيماريهاى جسمى فعلى ايران ندارد چه اصولا ايرانى عصبى مزاج نيست . طرز تربيتش ، حرص و جوش نخوردنش ، خونسرديئى كه در برابر آينده از خود نشان مىدهد و اينكه فقط حال را غنيمت مىشمارد ، خلاصه تمام طرز تفكر و جهان‌نگريش مانع از آن است كه به هيجان بيايد و به عوارضى كه با زندگى اروپائى ما ملازمه دارد دچار شود . جوش و خروش و تلاش اروپائيها در نظر ايرانيان كارى است عبث و نامفهوم ؛ ايرانى اروپائيها را به دليل جوشى كه مىزنند و شكلكهائى كه به هنگام بيان مطلب از خود درمىآورند « ديوانه » يا « سفيه » مىخواند . به زحمت مىتوان كشور ديگرى را سراغ كرد كه تعداد بيماران روانى در آن چنين اندك باشد مثلا در تهران عدد آنان از هشت تا ده تن تجاوز نمىكند . در نتيجه هيچ احتياجى به تأسيس تيمارستان در اين ديار محسوس نيست . ديوانگى فقط بر اثر ضربه‌ها و جراحات خارجى بروز مىكند مثلا ضربه‌اى ، سقوطى به روى سر و از اين قبيل . ولى درويشها بر اثر افراط در استعمال حشيش به جنون دچار مىشوند . شيفتگى زياد « 39 » و حساسيت فراوان به همان كمى و ندرت است كه ماليخوليا . به يك مورد خفيف از جنون همخوابگى « 40 » نيز برخورده‌ام . هرچند كه در ايران به تعصب مذهبى خيلى تظاهر مىشود باز من هيچ با جنون مذهبى مصادف نشدم . خودكشى امرى است ناشنيده . سكته ، درد يك طرف سر و در مورد كودكان ام الصبيان ( كه به عنوان بيماريئى مزمن ، نادر است ) در ايران گاه‌گاه وجود دارد . صرع تقريبا فراوان است . در كودكان نيز مواردى از قطرب ( لرزيدن و تكان خوردن اعضا و جوارح ) را ديده‌ام . فلج چه به صورت كامل و چه ناقص بسيار زياد است بخصوص در شهرهاى كاشان و اصفهان ؛ در كودكان فلج اعضا اغلب با لاغر و خشك شدن اعضاى سافله و كج‌پائى توأم است . بسيارى هستند كه از رعشه و اختلاج اعضاى صورت رنج مىبرند . از كزاز من سه مورد نزد كسانى كه بطرزى مهلك مجروح شده بودند ، ديدم ؛ يكى پس از خوردن مقدار زيادى انقوزهء

--> ( 39 ) . Manie ( 40 ) . Nymphomanie