ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
48
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
تهيه آن بد پخته مىشود و در مقابله با رطوبت بسيار كمدوام است . سنگهاى تيشه نخورده نيز كه در پى عمارت به كار مىبرند تأثير چندانى در ازدياد مقاومت ساختمان ندارد . حتى در تهران به علت خصوصيات بد آجرهاى فعلى اغلب آجرهائى را كه از خرابههاى رى كنده و حفارى مىشود در ساختمانهاى نو به كار مىبرند . صلابت اين آجرها و همچنين لوازم سفالى كه در آنجا بدست آمده به خوبى مدلل مىدارد كه سكنهء پيشين آن ديار تا چه اندازه در ساخت سفال و آجر بر امروزيها برترى داشتهاند . بندرت در پى ساختمان و سقف زيرزمينها آهك را با گل مخلوط مىكنند و به عنوان ملاط به كار مىبرند ، ولى بطور كلى گچ را با گل يا گل را با كاه درهم مىآميزند ( كاهگل ) و ملاط مىسازند . كاهگل را فقط براى جدار خارجى خانه به كار مىبرند . الوار در دشتهاى مرتفع ، تقريبا هيچ وجود ندارد . پس درختهاى هشت تا ده سالهء تبريزى را مىبرند و پوست مىكنند و به جاى تير در بنا از آن استفاده مىكنند . اما اين چوب سست مقاومت ندارد ، زود مىپوسد و اغلب طعمهء موريانه مىگردد . فقط در ساختمانهاى بزرگ چند تير از چوب چنار وجود دارد كه هم كم بدست مىآيد و هم گران است . كمتر مىشود كه زمين را بيش از دو تا چهارپا بكنند و اين پى براى عمارت كفايت نمىكند ، بخصوص اگر در نظر بگيريم كه در كوچههاى تنگ اين ديار دائما آب جارى است و در منزلها هم حوض و آبانبار وجود دارد كه به بنا لطمه مىزند . بامها صاف و مسطح است و فقط به اندازهء نامحسوسى شيب دارد و با قشر قطورى از خاك پوشيده شده كه به اين تيرهاى سست چوبى فشار مىآورد . باران از درز اين بامها نفوذ مىكند و به داخل خانه سرازير مىشود . وسعت زياد منازل به صاحبخانه اجازه نمىدهد كه حتى اگر ميل هم داشته باشد به تعميرات ضرورى دست بزند . هرگاه از يك ايرانى دربارهء سستى ساختمان چيزى بپرسيد تقريبا چنين جواب خواهد داد كه : « خانه مىسازد كه چند سالى تويش بنشيند ؛ بعد چه اتفاقى بيفتد چيزى است كه فقط خدا مىداند . » با عدم ثباتى كه در اوضاع و احوال اين ديار هست و مالكيت پابرجاى نيست ديگر علتى وجود ندارد كه بنائى مستحكم و مقاوم ايجاد شود . حتى ساختمانهاى سلطنتى هم كه مخارج زيادى براى آنها شده و مىشود از اين قاعده مستثنى نيست : درست است كه همه جادار و زيبا است ولى از نظر استحكام حتى از خانههاى شخصى نيز سستتر است . به همين دليل است كه در تابستان اقلا ثلث قصر زمستانى و در طول زمستان به همين اندازه از كاخ تابستانى ، تجديد بنا مىشود . هنگامى كه وقت بازگشت اردوى شاهانه مىرسد ، كار به تأخير و تعويق دلازارى مىكشد زيرا ساختمانها هنوز حاضر و آماده نيست . وقتى كه در آوريل 1853 « 5 » متعاقب يك بهار
--> ( 5 ) . برابر با 1269 ه . ق . - م .