ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
49
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
پرباران ، و با در تهران شايع شد شاه غفلتا به كاخ تابستانى نياوران رفت ؛ در آنجا حتى يك اتاق هم نبود كه بتواند بدون چتر در آن بسر برد . در حين اقامت من سقف كتابخانهء سلطنتى فروريخت و به بسيارى از كتب گرانبها زيان رسيد ؛ يك چنين سرنوشتى خزانه را هم تهديد مىكرد . اين رسم در ايران رايج است كه از هر پولى كه براى بناهاى عمومى معين مىشود فقط چهاردهم آن واقعا در اين كار صرف مىشود و بقيه به جيب كارمندان و مقاطعهكاران سرازير مىگردد . همان چهاردهم نيز هميشه بجا يا در موقع ضرور خرج نمىشود ؛ به تابستان خشك و به باران اندك دل خوش مىكنند و به چسباندن پولكهاى طلائى به در و ديوار خرسند مىشوند . شاه از تمام اين اوضاع و احوال باخبر است ؛ اما چشمها را بهم مىگذارد ، چون مىداند كه بالاخره روزى اين اموال دزدى در اثر مصادره باز به كيسهء وى باز خواهد گشت . روزى شاه در معيت درباريان به باغ خود رفت ؛ ما به كوشكى برخورديم كه بسيار بد ساخته شده بود ، چه از نظر استحكام و چه از لحاظ زيبائى مورد ترديد و تأمل بود . شاه پرسيد اين ساختمان چقدر خرج برداشته است . ما كه مىخواستيم دستاندركاران رسوا نشوند رقم بزرگى كه به نظرمان آمد يعنى يك هزار اشرفى را خرج آن قلمداد كرديم . شاه خندهكنان جواب داد : « شش هزار اشرفى براى آن پرداختهام . » اما دو سال بعد البته تمام اين مبلغ را پس گرفت . بناها ، كارگران و استادان اغلب اهل كاشانند و عادت دارند كه هميشه ضمن كار آواز بخوانند . با آوازى يكنواخت بنا از شاگردها و عملهها وسايل و مصالح مورد احتياج خود را مىخواهد . همهء ابزار كار او عبارت است از يك ماله كه شبيه خاكانداز است و بس ؛ بندرت از چكش استفاده مىكند زيرا خشت به سهولت با دست خرد مىشود . با دست ملاط و دوغ آب را در درزها وارد مىكند و بعد چند بار با مشت به روى آن مىكوبد تا بدان استحكام ببخشد . ماله را فقط براى صاف كردن به كار مىبرد و اگر با دست مىتوانست از عهدهء اين كار برآيد حتما ماله را هم به سبك ديوژن به دور پرت مىكرد . تنها هنگامى از شاقول استفاده مىكند كه ديوار قدرى كج يا شكم داده باشد . كار را خيلى سخت نمىگيرد ؛ اگر او را متوجه به اين حقيقت كنند كه ديوار او بدون بروبرگرد فروخواهد ريخت با لبخندى جواب خواهد داد : « خانه را براى روز قيامت كه نمىسازند . » با اين همه اين كارگران ساختمانى اگر رأيشان باشد پيشهورانى ممتاز هستند . مدارس و كاروانسراهاى متعددى كه با دقت بسيار بنا شده گواهى بر استادى و مهارت آنهاست ؛ از نظر شكوه ، سبك و تنوع صور طاقهاى قوسدار ضربى آنها حتى بر طاقهاى اروپائى برترى دارد . كافى است كه به سقف تخممرغى شكل مسجد سلطانيه ، قبه وسطى بازار چهارسو در كاشان يا به طاقهاى قوسدار مساجد اصفهان و بخصوص مسجد جمعه نظرى بيندازيم . بعضى از آنها چنان كمانحناست كه كاملا افقى به نظر مىآيد . كارهاى كوچكتر از اين قبيل را ايرانيها بدون قالب و نقشه انجام مىدهند ؛ درست