ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

47

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

صفوى بود به كار بسته شد . كاخهائى باعظمت كه به سبكى بسيار دلپسند ساخته شده بود به خاطر غارت مصالح ساختمانى آن منهدم گرديد ، يا به دست ويرانگر تقدير سپرده شد تا كلبه‌هائى محقر يا بناهائى موسوم به قصر به سبكى جديد ، به كج‌سليقگى تمام ، برپا كنند . حتى كاروانسراهاى باشكوه كه براى مسافران نهايت ضرورت را دارد و شاه عباس كبير با گشاده‌دستى آنها را مجهز كرده اكنون بسيارى به صورت مخروبه درآمده و به علت عدم مراقبت در معرض ويرانى قطعى و حتمى است ، همچنين بسيارى از پلهاى گرانبها كه اينجا و آنجا به روى نهرها و معبرهاى تنگ زده‌اند اغلب بلااستفاده مانده ، زيرا پايه‌اى از آن پوسيده يا طاق آن سوراخ پيدا كرده به طورى كه فقط با احتياط تمام مىشود از آن عبور كرد . هرگاه نيمى از پلى كه وجود آن براى ايجاد ارتباط غير قابل اجتناب است خراب شود بلافاصله پلى ديگر ، پائين‌تر يا بالاتر از آن ، مىسازند . همه در تلاش كسب اين شهرت هستند كه چيز نوى ايجاد كنند . به آنچه گفته شد عقيدهء خرافى به علائم بدشگون را نيز بايد اضافه كرد كه نه تنها در مورد منازل بلكه در مورد آباديها ، اسبها و زنان نيز مصداق پيدا مىكند . ايرانيها به اين چيزها « بدقدم » مىگويند . اگر در خانه‌اى مصيبتى ناگهانى رخ دهد تقريبا هيچ‌كس پيدا نمىشود كه و لو به قيمت مفت در آن سكنى بگيرد ، و بدين ترتيب خانه‌اى كه به حال خود رها شده به سرعت دستخوش ويرانى مىگردد . از آن گذشته بسيارى از خانه‌ها به تمام دلايل ممكن و متصور از طرف دولت ضبط مىشود ؛ هيچ‌كس طالب آنها نيست و مردم آن را غصبى مىشمارند و بدين جهت گزاردن نماز در آنها مجاز نيست . از آن گذشته در مذهب اسلام كمتر به حفظ و نگاهدارى بناهاى قديم عنايت شده است . به همين علت من در تخت جمشيد با نقوش برجستهء انسانى مصادف شدم كه همه را يا مثله كرده بودند و يا حد اقل چشمهايشان را درآورده بودند زيرا چنين پنداشته بودند كه اينها نمايانگر بتها يا بت‌پرستها هستند . به دليل آنچه گفته شد نبايد ديگر موجب شگفتى شود كه با وجود بناهاى جديدى كه على الدوام و بدون وقفه ايجاد مىشود خانه‌هائى كه قابل سكونت باشد ، اندك است . علل ديگر ويرانى سريع خانه‌ها طرز بنا و مصالح ساختمانى است كه ما اكنون به تفصيل بيشتر از آن صحبت مىكنيم . مادهء ساختمانى ، اغلب عبارت است از خشت كه در هواى آزاد خشك مىشود . اگر اين خشتها را خوب فراهم كنند و در آفتاب آن‌طور كه شايسته است بخشكانند در اين هواى خشك مدتى دراز ، گاه هزاران سال در برابر ويرانى مقاومت مىكند و شاهد ما بر اين مدعا بسيارى از بناهاى كهن موجود است . اما ديگر حالا چندان در اين مورد به خود زحمت نمىدهند ؛ خشت را از خاكى كه با برگ و عناصر گياهى و گچ و آهك آغشته است ، يا از زباله‌هاى خيابان تهيه مىكنند و در نتيجه خشت پس از بارانى كه چند روز ادامه يابد از هم مىپاشد ؛ آجر نيز به علت كمبود هيزم و در اثر كم‌دقتى در