ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
469
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
تماس نباشند . از نظر جنسيت مىتوان گفت كه جنس مؤنث استعداد بيشترى براى ابتلا به اين بيمارى دارد . بدون هيچ تفاوتى از نژاد ، قفقازيها ، مغولها ، ايرانيها ، تركها ، يهوديها و ارمنيها همه بدان گرفتار مىشوند ؛ فقط نژاد سياه مطلقا از آن مصونيت دارد . هركس كه يك بار در زندگى به سالك دچار شده باشد ديگر در تمام عمر در برابر آن مصونيت مىيابد . علىرغم تمام پرسوجوهائى كه كردم حتى در يك مورد هم از ابتلاى مكرر به اين بيمارى چيزى نشنيدم ؛ هرگاه طبيب به هنگام ديدن لكههاى مشكوك بر بدن بيمار گمان خود را مبنى بر اينكه ممكن است سالك باشد بر زبان آورد اغلب در جواب از بيمار مىشنود : « نه ، من قبلا سالك گرفتهام . » على القاعده در ايران فقط يك تكمه ظاهر مىشود ؛ با وجود اين دو تا شش تكمه هم اغلب در يك طرف صورت و استثنائا در هر دو طرف نيز ديده شده است . حتى در مورد يك زن اصفهانى من چهل تكمه ديدم كه بر صورت ، شكم و دست و پا ، همه جا پراكنده بود . در بغداد بين تكمهها به انواع نر و ماده قايلند ولى در ايران كسى چيزى در اين باب نمىداند . به نظر من همچنين مىآيد كه اين تسميه نر و ماده كاملا چيزى اختيارى باشد ، چه تكمههاى نر و مادهاى كه از طرف خارجيها به من نشان داده شد در واقع هيچ تفاوتى باهم نداشت ، مگر در بزرگى و وسعت جائى كه اشغال كرده بود . اين قرحه به چهار شكل مختلف بروز مىكند كه از آنها دو نوع اول حاد و دو نوع بعدى مزمن شمرده مىشود . 1 . تكمه ساده . در يكى از مواضعى كه در بالا به آنها اشاره شد لكهاى سرخ كمرنگ پيدا مىشود و پس از گذشت مدتى تكمهاى به اندازهء عدس يا حد اكثر لوبيا ظهور مىكند كه بدوا به رنگ قرمز روشن است و بعد به رنگ قرمز تيره درمىآيد . با بروز اين تكمه نه تبى و نه دردى همراه است . حد اكثر آنكه سوزشى مختصر و خارشى همچون كهير احساس مىشود ؛ پس از خاراندن بسيار پوستهاى خشك و نازك بر روى آن تشكيل مىگردد . بعد از چندين ماه در اطراف آن باز منطقهء قرمزى ظهور مىكند كه آن نيز متورم مىشود . حال ديگر خارش رو به ازدياد مىگذارد و چرك آغاز مىگردد . بدوا از وسط تكمه مايعى رقيق و سوزنده كه بدبوست بيرون مىزند و از آن پس زخم از وسط به اطراف تحليل مىرود يا از نزديكيهاى زخم كانونهاى تازهاى براى ايجاد زخم بروز مىكند . از قعر زخم باز غدهء كوچك گوشتى بالا مىآيد كه خشك و سفت و غضروفى و كمخون است و آن هم به نوبهء خود باز چرك مىكند و مجددا به گوشت نو جاى مىپردازد . دور زخم قطور ، درهم جوش خورده و با بىنظمى برآمده است . هرگاه چرك را بگذارند خشك شود پوستههائى ضخيم و قهوهاى كه در حاشيه سخت چسبناك است ايجاد مىشود بطورى كه هرگاه