ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
451
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مفرطى به خاك از هر نوع دارند ، اعم از گل و ملاط . آنها خاك را از ديوار مىتراشند و با ولع مىبلعند و به هيچ وجه نمىتوان آنها را از اين عادت ناشايست منصرف كرد . اينان همچنان پايبند عادت خود مىمانند و در عنفوان شباب مىميرند . در حدود بيست نفر از اين بچههاى تيرهبخت را پيش من آوردند كه بيشتر از اهالى كاشان ، قم و اصفهان بودند و مىدانيم كه در تمام اين نواحى زمين شورهزار است . تمام اينها با صورت سفيد رنگپريده ، نگاههاى بىحال ، پلكهاى متورم ، لبهاى بىرنگ ، پوست پف كرده ، شكم باد كرده ، نبض ضعيف ، بزرگى طحال و ضربان قلب و با صدائى جالب نظر ، مشخص مىشوند . دكتر هنچه هم كه موارد مكررى از اين بيمارى را در رشت مشاهده كرده است به حق چنين اظهارنظر مىكند كه مبتلايان به خاكخوارى موجوداتى از دست رفتهاند كه به نجات آنان اميدى نيست . در پايان اين فصل باز از دو محصول داروئى مشرق زمين كه زياد از آنها نام برده مىشود ذكرى به ميان مىآوريم . موميائى در فرهنگ داروئى ايران دربارهء آن چنين آمده : « موميائى ( اين كلمه در اصل يونانى و به معنى نگاهدارندهء بدن حيوانى است ) هم از تراوش چشمهاى در ولايت فارس بدست مىآيد و هم از تراوش چند تپه واقع در گيلان و لارستان . آنچه در ساحل درياى عربستان ترشح مىكند به خوبى و مرغوبى موميائى فارس و ايران نيست . موميائى اصل بايد سياه ، براق و خوشبو باشد . اثرى مقوى قلب و برانگيزندهء شهوت دارد ، غدههاى سرد را متلاشى و اعضا را تقويت مىكند ، اندامهاى داخلى و خارجى را بهيجان مىآورد ، رطوبت را تقليل مىدهد و نشاط و سرزندگى را ثابت نگاه مىدارد . زود جذب مىشود و در درمان سكسكه ، فلج ، لغوه ، دلدرد ، صرع ، خون قى كردن ، اوايل جذام و داء الفيل ، گزيدگى عقرب و ساير مسموميتها مورد استعمال دارد . مرهم موميائى شكستگى پا ، پيچخوردگى ، دررفتگى ، پيها و عضلات دريده را علاج مىكند . هيچ داروئى از اين نظر با آن برابر نيست و غيره و غيره « 22 » . » ايرانيان ثروتمند هميشه چند حب موميائى با خود برمىدارند تا هرگاه دچار وحشت شديد شدند و در حال بيهوشى يا خونرفتگى ، حبى از آن بخورند ، و هرگاه دست يا پايشان شكست قسمتهاى مربوط را با آن بمالند ؛ زيرا مىپندارند موميائى قدرت ايجاد سريع غضروف دارد و مدعيند كه موميائى مىتواند پاى شكستهء مرغى را در ظرف يك روز كاملا التيام بخشد . پادزهر پادزهر ( به معنى محافظ در برابر زهر ، مانند پادشاه كه به معنى محافظ شاه
--> ( 22 ) . منبع اين اطلاعات از طرف مؤلف ذكر نشده است . - م .