ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
430
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مخدرها ، زهرها و پادزهرها 8 حشيش . ترياك . تنباكو . تاتوره . بذر البنج . ريشهء مهرگياه . بيختفت . جوز القى . بيش . روغن بادام تلخ . چاى . قهوه . شراب . عرق . آبجو . قميز . ارسنيك . خاكها . موميائى . پادزهر . « آنچه آدمى در آن در حركت است زمان است و مكان ، شادى و رنجهاى وى نيز در اين دو است ؛ آدمى در طلب تعالى است و از لايتناهى نيز بوئى برده است ولى مقتضيات زمانى و مكانى ، واقعيت موجود ( و بندى كه بر پاى دارد ) را به يادش مىآورد . پس در جستجوى وسايلى برمىآيد كه به فراموشى واداردش و چنين مطلوبى را در مخدرات مىيابد . بدين طريق است كه با دست يافتن به احساس دلچسب خوابيدن ، خواب ديدن و بيدارى به صورت آنى دست به خودكشى مىزند . » پروفسور اونگر در اثر خود به نام « گشت و گذارى در دنياى گياهان « 1 » » به نحوى صائب و درست تعلق خاطر بسيارى از مردم يا حتى كليهء اقوام و امم را به مواد مخدر توصيف كرده است . مثلا اقوام و ملل شرقى از ديرباز به اين ميل خود تسليم شدهاند و همواره تلاش دارند كه از ميان محصولات طبيعى كه در دسترسشان است مواد تازهء مخدرى پيدا كنند . به همين دليل هم هنگامى كه من در سال 1852 « 2 » براى بار اول با اتر و كلروفورم هنرنمائى كردم ايرانيها هيچ دچار تعجب نشدند و نظر دقتشان جلب نشد . ذيلا تجربيات و مشاهدات خود را دربارهء مخدرات رايج در ايران كه در طول اقامتم گرد آوردهام از نظر مىگذرانم . حشيش به معنى علف نام عمومى و كلى آن Canabis Indica است ( به فارسى شاهدانه و به عربى كنب ) . اين برگ در حال طبيعى خود بنگ ناميده مىشود و هنگامى كه از آن داروئى تهيه كنند و آن را به صورت حب يا گلوله درآورند به آن چرس مىگويند . از نظر تأثيراتى كه بر حشيش مترتب است بدان عنوانهاى مختلفى دادهاند از قبيل شادىآفرين ، مبهى ، تسلاى غمگينان ، راز و غيره .
--> ( 1 ) . Unger , Botanische Streifzuege ( 2 ) . برابر با 69 - 1268 ه . ق . - م .