ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
431
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
اين گياه كه به Hanf شباهت دارد و فقط قدرى قويتر و پررشدتر از آن است با كاشتن تخم آن عمل مىآيد . تقريبا در سراسر مناطق آسيا ، در هندوستان ، كشمير ، بنگال ، ايران ، عراق و شام مىرويد ولى حشيش فراوردهء بعضى از جاها و ولايات ممتازتر است مثلا محصول كشمير و افغانستان در اينباره قابل ذكر است ، چه مردم اين نواحى دقت بيشترى در كشت آن مبذول مىدارند و در كار تهيهء چرس واردترند . در اطراف تهران درويشها چند مزرعه را موقوف به كشت حشيش كردهاند . بهترين بنگ از هرات مىآيد و عرضهء آن علنى نيست بلكه توسط افغانها و درويشها به صورت گلولههاى بزرگ سبز كمرنگ به وزن تقريبى شصت تا نود گرم به صورت مخفيانه فروخته مىشود درحالىكه چرس را به رنگ قهوهاى تيره و معمولا در بستههاى نيم درهمى از بازار مىتوان خريد . حال هرگاه برگهاى خوب نرم شدهء بنگ را با شير بياميزند و قدرى كره به آن بيفزايند « روغن بنگ » بدست مىآيد و اين ديگر داروئى است بسيار قوى . چرس را هرگاه روى آتش سر قليان بگذارند و بخار آن را در خود فرو برند سريعتر از ساير طرق تأثير مىكند و به اصطلاح « مىگيرد » . چرس را مىتوان مدتى طولانىتر از بنگ نگاهداشت بىآنكه در اثر تبخير از قدرت آن كاسته شود . در اولين كوششها براى كشيدن حشيش مانند نخستين دفعات كشيدن تنباكو احساس نامطبوعى در بدن ايجاد مىگردد بطورى كه اروپائيانى كه مىخواهند تأثير حشيش را بر خود بشناسند معمولا در ابتدا احساس دلچسبى از آن ندارند اما ممارست مدام و مستمر بدن را مستعد دريافت سم مىكند ، بدون اينكه با مصرف معتدل آن كاستى در قواى دماغى يا قدرت جنسى و يا حتى كوتاهى عمر بروز كند . حتى بر خلاف آن مىتوان گفت قطعى است كه كشيدن چرس به صورت اعتياد به شرطى كه حد و حدودى در آن رعايت شود باعث مىشود صورت رنگى با طراوت و زنده به خود بگيرد ، اشتها تحريك شود و قدرت جنسى افزونى يابد ، قوهء خيال تحريك شود ، شادى و سرزندگى ايجاد گردد و به فكر دامنهء وسيعترى داده شود . تقريبا تمام افغانيها هر روز چرس مىكشند و اكثر آنها مردمى هستند بيدار ، سرحال ، شجاع و مصمم . بهترين شاعر ايرانى كه در قيد حيات است يعنى حكيم قاآنى هر روز با مصرف شراب و حشيش الهام مىگيرد . به همين ترتيب هم قطعى است كه مصرف مبالغهآميز آن بر روح و جسم اثرى مضر و ملالانگيز دارد . صورت رنگپريده ، حالت چشم مات و خيره ؛ خون فاسد ، اشتها و قدرت جنسى ضعيف مىشود و « دماغ خشك مىگردد » ( وقتى مىگويند تردماغ يعنى سرحال و شاد است ، وقتى بگويند دماغش خشك است يعنى گيج و منگ است ) ؛ حالت خرد و خمير بودن ، بىنشاطى ، جبن ، عدم نيرو و قدرت اراده از مشخصات « بنگى » است و روزگار وى درحالىكه گرفتار ماليخوليا و كودنى است پايان مىپذيرد . حد اكثر مقدارى كه يكباره مىتوان بدون مسموم شدن مصرف كرد و