ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

422

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

چشمهء يا على گمبذ « 23 » نزديك خرزان كه با چشمهء فوق الذكر در قزوين يكسان است . در ناحيهء استراباد در كوهستان زيارت چشمه‌اى با تركيبات سولفات آهن . در لنكران ، سرزمين روسى طالش و در آستارا ظاهرا آبهاى گوگردى فراوان وجود دارد و در كجير « 24 » چشمه‌اى است با آب متمايل به رنگ آبى . علم طب ايرانى از طب عربى نشأت گرفته است كه آن هم به نوبهء خود ملهم از علم الامراض مبتنى بر اخلاط اربعهء جالينوس است . بعدها بسيارى از عناصر هندى هم به مجموعهء ادويهء طبى ايران اضافه گرديده است « 25 » . بقراط ، افلاطون ، ارسطو و جالينوس را مؤسس و پايه‌گذار علم مداوا مىدانند و حضرت عيسى را كمال مطلوب و نصب العين هر طبيبى مىشمارند . در داروسازى اغلب ديوسكوريدس و روفوس را به عنوان مراجع صاحب صلاحيت ذكر مىكنند . بنا بر آنچه گفته شد سخت به تعاليم مربوط به عناصر اربعه و جلوه‌هاى آنها يعنى گرم ، سرد ، مرطوب و خشك پايبندند . اعتقاد دارند كه از آميزش يك دست آنها وضع طبيعى بدن و ميزان و اعتدال قوا پديد مىآيد . اما در عالم واقع به چنين حدى كاملا نمىتوان دست يافت ؛ همواره اين عنصر يا آن يك غلبه پيدا مىكند و اين غلبه به صورت اختلال يا بيمارى متظاهر مىشود . مثلا غلبهء حرارت يا رطوبت است ، كه چه مردم غير متخصص و چه اطبا علل بروز امراض را بدان منسوب مىدارند . در تمام طبقات مردم حتى در بين خشن‌ترين جنگجويان افغانستان ، سيستان ، تركستان و خيوه اين تصورات رسوخ كرده است . وقتى بيمار به طبيب رجوع مىكند خود قبلا از نظر گرما يا رطوبت بيمارى خود را تشخيص داده است و فقط از وى تقاضاى داروى مناسب را دارد . در مورد هرچه ايرانى مىخورد قبلا فكر كرده كه آيا گرمى يا سردى و رطوبت يا خشكى در مزاج ايجاد مىكند و در حين صرف غذاى بزرگان و از همه بيشتر سر سفرهء شاه تقريبا تمام صحبتها و مذاكرات به دور اين چند كلمهء اصلى مىگردد . بدون هيچ فايده و حاصلى ، من سخت كوشيدم كه با اين مهملات مبارزه كنم ؛ سرانجام هيچ راه و چارهء ديگرى برايم نماند جز اينكه ظاهرا تسليم شوم و التهاب و كم‌خونى را با كلمات گرمى و رطوبت مشخص نمايم . در برابر تظاهرات چهارگانهء عناصر اربعه طبيعت ايرانى هم با وسايل خاص خودش به كار مىپردازد كه از آن جمله تبريد و تسكين بيش از همه اهميت دارد . وى كليهء وسايل مداوا را به چهار طبقه يا درجه تقسيم مىكند : 1 - غذاى

--> ( 23 ) . استاد دكتر دبير سياقى عقيده دارند كه اين موضع بايد « يله‌گنبد » باشد كه به صورت يا على گمبذ تغيير شكل يافته است . - م . ( 24 ) . در اصل Kudschir . جائى به اين نام در فرهنگهاى جغرافيائى رايج يافته نشد . فاضل ارجمند عبد الرحمن عمادى عقيده دارند اين كلمه به معنى پاى كوه است . - م . ( 25 ) . Prof . Seligman , Prolegomena ad codicem Vindob