ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

423

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

تعديل شده ، 2 - دواى مقوى ، 3 - دواى واقعى به معنى اخص و 4 - دواى سمى كه گرمى حيوانى را از بين مىبرد . هنوز نيز طبق مكتب جالينوس اخلاط اربعه : خون ، صفرا ، بلغم و سودا در علم تشخيص امراض آنها مقام اول را دارد . بخصوص اهميت بسيار به كبد يا زهره و صفرا داده مىشود . با وجود اين فقط معدودى از آنها هستند كه جاى كبد را مىدانند ؛ علىرغم آنكه در تمام حيوانات كشته و تكه‌تكه شده جاى كبد در طرف راست است ، خيال مىكنند امتيازى است براى انسان كه كبدش در طرف چپ باشد . هنگام بروز هر بيمارى سختى بدوا جويا مىشوند كه آيا زهره مجروح شده است و اين اصطلاحات ديگر خود در اين مورد مفيد معنى است : « جگرم آتش گرفت » ، « زهره‌ام آب شد . » ناپرهيزى به وسيعترين معناى آن ، علت و سبب امراض بشمار مىرود ؛ مثلا بروز شديدترين حمله‌هاى قلبى را در اثر خوردن يك پشقاب آش برنج يا آب ليمو مىپندارند . بعد از ناپرهيزى ، بخصوص زنان غم و غصه و به اصطلاح « اعراض » را علت امراض قلمداد مىكنند و حتى امراض زهروى و سيفليسى را هم در اين زمينه مستثنى نمىدارند . دردهاى عصبى و رماتيسمى را تحت تأثير « باد » قلمداد مىكنند . بادها تقريبا همانها هستند كه به آن در فرانسه Vents و در آلمانى Versetzte Winde مىگويند . غير از اينها باد به معنى بقاياى مضر بيماريهاى پيشين نيز هست و به همين دليل « بادكوفت » و « بادسوزنك » به عوارض بعدى اين امراض اطلاق مىشود . بيماريهاى پوست را ، كه جرب را هم از آن مقوله مىشمارند ، همه در اثر سودا مىدانند و به همين دليل آنها را با مسهل معالجه مىكنند . امراضى را كه منشأ و مبدأ آنها را نمىتوانند ذكر كنند ، همه را به بواسير منسوب مىدارند ؛ مردمى پيش من مىآمدند و از وجود بواسير در بينى خود شكايت داشتند . ناخوشيهاى مزمن كودكان ، و عدم بارورى را زنان ، بر اثر « چشم بد » مىدانند و براى مقابله با آنها فقط به طلسمات روى مىآورند ؛ به همچنين بيمارى صرع را تحت تأثير جن مىپندارند و به همين دليل هم مىگويند فلانى « دعائى است دوائى نيست . » در علاج و درمان بيماريها همانطور كه قبلا ديديم به روش تخليهء امعاء متوسل مىشوند كه بدوا موجب ضعف بدن و بعدا باعث تقويت آن مىگردد . از داروهاى معرق و مدر بندرت استفاده مىشود . طب قديم ايران بوره ( براكس ) و نمك طعام را كه در آب حل شده باشد ، يا ريشهء خربوزه را به عنوان قىآور به كار مىبرد . اطباى اروپائى با خود انتيمون قىآور را همراه آوردند كه اكنون ديگر در تمام مغازه‌هاى خرده‌فروشى پيدا مىشود و فعلا براى معالجهء تب‌لرز تجويز مىگردد ، اما چون دربارهء قدرت و تأثير آن تجربهء كافى ندارند ، گاه و بيگاه در اثر به كار بردن مقادير زياد دارو مواردى از مسموميت پيش مىآيد و من خود دوبار شاهد مسموميتهائى از اين دست بودم كه به مرگ منتهى شد . ايپكاكوانها « 26 » را نيز بعضى از اطبا به نام ايپكا مىشناختند .

--> ( 26 ) . Ipecacuanha