ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

418

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

تنگى نفس يا ذات الريهء كاملا شفا نيافته با خوردن شير الاغ سالها توانسته‌اند در قيد حيات بمانند و من خود شاهد آن بوده‌ام ؛ از شدت حملات بيمارى كاسته مىشود و زمستانها را بيماران پشت سر مىگذارند . دربارهء اثر آن در بيمارى سل من تجربه‌اى نداشتم زيرا سل در ايران بندرت ديده مىشود . خيوه‌ايها ، تركستانيها و ازبكها به جاى شير الاغ در اين امراض از شير ماديان استفاده مىكنند ، چه به صورت تازه و چه به صورت تخمير شده كه به آن قميز مىگويند و اثر درمانى آن را مىستايند . روسهائى هم كه در استپهاى ساحلى در طلب درمان يا تخفيف بيمارى خود بودند به من گفتند كه قميز اثر ممتازى دارد . ظاهرا سكنهء استپها هيچ اطلاعى از بيمارى سل ندارند . كسانى كه لاغرند شير شتر مىخورند تا فربه شوند . شير شتر ترش‌مزه و خشك‌شدهء مكه را از راههاى دور مىآورند و البته شهرت و محبوبيت آن بيشتر بر اثر مكان مقدسى است كه از آنجا آمده است . كسانى كه دچار نقاهتند يا بر اثر افراطكاريها دچار ضعف و سستى شده‌اند ، مىكوشند با نوشيدن « شير دختر » قواى از دست‌رفتهء خود را جبران كنند كه در بسيارى از موارد نيز اثرات درمانى مساعد آن را نمىتوان منكر شد . در ميدان كاه‌فروشهاى تهران اغلب مىتوان زنان چادرنشينى را ديد كه از پستانهاى خود شير به بيماران مىفروشند . در درمان دردهاى مزمن شكم ، كبد و طحال و همچنين يبوستها و جوشهاى پوست كه در اثر صفرا رخ مىدهد يك معالجهء چهل روزه با شير بز تجويز مىكنند . شير تازهء بزى را كه خوب علف تازه خورده باشد مىجوشانند و قدرى هم به آن سكنجبين اضافه مىكنند تا اثر حلال آن افزوده شود . با فرد ايرانى در روزى كه براى پاك كردن مزاج مسهل خورده است ، نمىتوان راجع به كسب و كار صحبت كرد و هرچه در اين‌باره بخواهيد با وى سر صحبت را باز كنيد در جواب مىگويد : « دوا خورده‌ام ! » كارمندان و حتى خود وزرا با گفتن اين مطلب از حضور در دربار يا انجام دادن وظيفهء خود عذر مىخواهند . غذاى كسى كه مسهل خورده عبارت است از آبگوشت صاف شده در ظهر و آش برنجى كه با انواع و اقسام مواد تهيه شده است ، در شب . به انتخاب اين مواد از بين دانهء انار ، آلو ، سكنجبين ، عصارهء نارنج ، ليمو و آب غوره ، سركه ، شبت ، عدس ، ماش ، ماست ، سير ، تمر ، بابونه ، كدو و غيره اهميت بسيار مىدهند ، زيرا براى هريك از اينها و همچنين به تركيبهاى مختلف از آنها تأثير خاصى نسبت مىدهند . در مشاوره‌هاى پزشكى گفتگوهاى جدى بر سر اين موضوع درمىگيرد و طبيب اروپائى را كه فرقهاى اساسى بين آنها را نمىداند ، اغلب با طرح پرسشهاى زيركانه‌اى دچار مخمصه مىكنند . با همين تفصيل و مذاكرات مشروح ، به هنگام نقاهت بيمار تصميم مىگيرند كه چه چيزهائى بايد به پلو او افزود تا مفيد فايده باشد . ايرانى آب معدنى را با چشمه‌هاى آب گرم و جوشان برابر مىداند ؛ آبهاى نمك‌دار را كه به هنگام جوشاندن ته‌نشينى از آنها باقى مىماند « زاغى »