ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
413
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
و معلولى ، رسوخ كرده است . هر نوع انحرافى از وظايف مقرر و طبيعى اعضاى بدن مورد توجه خاص او قرار مىگيرد و به محض اينكه متوجه چنين انحرافى شود فورا از كليهء فعاليتها بازمىايستد و درحالىكه منحصرا در فكر سلامت خود است ، در پاسخ هركس كه او را بكارى بخواند با اين كلمات جواب مىدهد : « بيمارم » يا « تب كردم » و تب كردن خود به معنى اعم بيمارى است چه مختصر سرماخوردگى يا يك ناپرهيزى كافى است كه كسى به تب معمولى دچار شود و اغلب نيز همين تب پيشقراول يك تبلرز اساسى است كه هرگاه در ابتدا جلو آن گرفته نشود ، بخصوص در بهار و پائيز مزمن مىشود و آنگاه ديگر با سرسختى همواره بازمىآيد و حملهء خود را از سر مىگيرد . ايرانى به محض آنكه در مزاج خود كوچكترين ناراحتى و خلافى ببيند گذشته از آنكه فورا در اتاق مىماند و پرهيز شديدى را رعايت مىكند اول « منضج » و پس از آن « كاركن » يا « مسهل » مىخورد و در تمام موارد يك يا چند بار « اماله » مىكند . تنقيه فوق العاده زياد رايج است و بخصوص هنگامى جلب توجه مىكند كه در نظر بياوريم شاردن « 14 » كه دويست سال پيش از اين به اين كشور مسافرت كرده است در آثار خود يادآور مىشود كه در آن ديار كلا از تنقيه خبرى ندارند و توصيهء وى در اين مورد با مخالفت شديد مواجه گرديده است . اما امروز طبيب در جواب خود كه از حال بيمار جويا مىشود اين جملهء هميشگى را مىشنود : « تب كردم و تنقيه كردم ؛ قبل از تنقيه اين علائم ، و بعد از تنقيه ، آن علائم در من ديده شد . » وسيلهء تنقيهء آنها با آنچه نزد ما رايج است فرق دارد . آنها از قيف بلندى كه ته آن مانند « سوند » خم شده است استفاده مىكنند . در اثر فشار هوا مايع با صدائى قلقل مانند با سرعت به مقعد وارد مىشود . من اين روش را مفيدتر از طرز تنقيهء خودمان مىدانم ، چه وسيلهاى است ساده كه به سهولت مىشود آن را تميز كرد ؛ به كار بردن آنچه شخصا و چه به كمك ديگرى سهلتر است و ايجاد جراحت به وسيلهء آن غير ممكن ، از اين گذشته مىتوان به مقدار دلخواه در آن مايع وارد كرد . در هيچ خانهاى نيست كه از اين قيف در آن وجود نداشته باشد ؛ اغلب از جنس شيشه « 15 » و در منزل اعيان از نقره است و طورى ساخته شده كه مىشود آن را از هم باز كرد . موادى كه از آن در تنقيه استفاده مىكنند عبارت است از شكر خام مازندران ، نمك تركى ، روغن كرچك ، شيرخشت ، ريوند ، سناءمكى و براى آنكه اثر آن را شديد سازند قدرى فلوس هم به آن مىافزايند كه اگر بىموقع آن را به كار برند ممكن است موجد زيانهاى بسيار و حتى گاه مرگ بيمار شود ( ! ) . در موارد ضعف و از آن گذشته در ابتلا به و با و اسهالهاى متناوب « امالهء شراب » آنطور كه من خود
--> ( 14 ) . يعنى دويست سال پيش از تاريخ تأليف اين كتاب كه در سال 1865 بچاپ رسيده است . - م . ( 15 ) . شيشهء اماله . - م .