ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

402

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

« شكسته‌بند » است كه از حسن شهرت بسيار برخوردار است . به هنگام ايجاد كوچكترين ضربه‌اى شكسته‌بند را مىآورند . او هميشه تشخيص شكستگى مىدهد و حد اقل ديگر به كمتر از ضرب‌خوردگى راضى نمىشود و عضو را از اطراف مىكشد - زيرا هرچه درد بيمار شديدتر باشد مزد او هم بيشتر مىشود - بعد روى آن زردهء تخم‌مرغ فراوان مىاندازد و آن را سرانجام با نوار مىبندد يا عضو را لاى چوب و نى مىگذارد . آنهائى كه از قدرت مالى بيشترى برخوردارند به جاى زردهء تخم‌مرغ دستور مىدهند اعضايشان را با موميائى گران‌قيمت مالش دهند . ايرانيان مدعى هستند كه قدرت درمانى موميائى چندان زياد است كه مىتوان با آن پاى شكستهء مرغى را در يك روز كاملا معالجه كرد ! در كتاب سياح اروپائى به نام هونيگ برگر « 6 » اين ادعا به صورت حقيقت واقع مذكور است . به‌هرحال شكسته‌بند به نحوى گليم خود را از آب بيرون مىكشد . اين را هم بايد گفت كه در شكستگيهاى ساعد ، اغلب ديده شده است كه چون خيلى دست را محكم مىبندند در آن قانقاريا ايجاد مىگردد . سه مورد از اين بيمارى را من خود ديدم . اولين مورد در اوت سال 1851 « 7 » بود آن هم بهنگامى كه از طرابوزان مىگذشتم و من ناگزير دست را از نزديك كتف قطع كردم ، تا بيمار معالجه شد ؛ در مورد دوم بيمار پس از قطع دست به مرض كزاز درگذشت ؛ در مورد سوم اجازهء قطع عضو را ندادند به صورتى كه قانقاريا توسعه يافت و منجر به مرگ گرديد . بلى در اينجا هم مانند كشورهاى اروپائى مردم عامى اين‌طور خيال مىكنند كه اطبا و جراحان از معالجهء ضرب‌خوردگى ، شكستگى و دررفتگى چيزى نمىدانند . من شيوع اين عقيده را چنين توجيه مىكنم كه مرد عامى و عادى استخوان‌بندى بدن را امرى آلى و عضوى نمىپندارد و به همين دليل اصلاح هر نوع عيب و نقصى را كه در آن بروز كند بيشتر دوست دارد به نجار و قصاب بسپارد تا به طبيب ؛ از طرف ديگر بسيارى از اطبا معالجهء استخوان را دون شأن خود مىشمارند و به چيزى نمىگيرند ، ديگر آنكه شكستگيهاى ريز و خرد شده ، اغلب بدون بجا گذاردن تغيير شكل ، و ساير عيبها معالجه نمىشود و اين نقائص را مردم بيشتر به قصابها و شكسته‌بندها مىبخشند تا به اطبا . جراحيهاى كوچك در مورد زنان بيشتر توسط جراحان زن انجام مىگيرد و از اين جراحان زن دو تن در تهران به داشتن مهارت شهرت خاص دارند ! با وجود اين اغلب ، و بيشتر در موارد خطرناك ، از جراحان مرد كمك مىطلبند ؛ بدين ترتيب هم بود كه به من اجازهء ميل زدن مجراى بول ، عمل سنگ مثانهء دختران و زنان حتى در مورد طبقات ممتاز داده مىشد . كار آبله‌كوبى به عهدهء جراحان و دلاكان است . در دورهء حكمرانى صدراعظم

--> ( 6 ) . Honigberger ( 7 ) . برابر با 1267 ه . ق . - م .