ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
403
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
امير كبير ( 1848 تا 1851 ) « 8 » طبيبان مايهكوب با حقوق مكفى به استخدام درآمدند و اين وظيفه به عهدهء آنان بود كه در تمام ولايات به صورت رايگان به آبلهكوبى بپردازند . متأسفانه بعد از مرگ وى باز دولت از اين امر حياتى غافل شد ، حال ديگر امر تلقيح آبله به ميل و ارادهء مردم و اطبا واگذاشته شده است . مايع مخصوص را در وسط قسمت پائين ساعد قرار مىدهند و بر روى هر دست چهار خراش سطحى به شكل مربع مىدهند و پس از بند آمدن خون گردى را كه از پوستهء زخم خشك شدهء آبلهء تلقيحى بدست آمده است ، در خراش وارد مىكنند و آن را قدرى مىمالند . تقريبا هميشه مصونيت ايجاد مىگردد و به اصطلاح آبله مىگيرد ولى همواره جاى زخمى وسيع بر جاى مىماند . رسم نيست كه از مايهء تازه استفاده كنند ، زيرا به زحمت ممكن است مادرى در مورد كودك خود به اين كار رضا بدهد ، هرچند كه اصولا در ايران هيچ مخالفت و عنادى با مايهكوبى در ميان نيست . به همين دليل اغلب مايهء تلقيح ، ناياب است بطورى كه بايد از چرك آبله به كرات استفاده كرد . در تهران اكثر كودكان تلقيح مىشوند و در نتيجه ديگر بيمارى واگير آبله بسيار كمتر شيوع مىيابد و آنقدرها هم كشنده نيست ، درحالىكه اهالى ولايات و از اين گذشته غلامان جديد الورود زنگى و بلوچ بيشتر طعمهء اين مرض مىگردند . هنگامى كه در سال 1859 « 9 » به شهرهاى قم و اصفهان رفتم ، به من اطمينان داده شد كه آخرين بيمارى همهگير آبله بيش از نيمى از كودكان و غلامان را طعمهء خود ساخته است ، البته صرفنظر از كورى فراوانى كه بين از مرگ رستگان ديده مىشد . واكسن آبله توسط اطباى انگليسى در زمان عباس ميرزا به ايران آورده شد . اين شاهزادهء روشنفكر دستور داد تا تمام كودكانش را تلقيح كنند و از اين رهگذر به از بين رفتن مخالفت با آبلهكوبى در بين مردم سخت كمك كرد . تقريبا تمام اعقاب خانوادهء سلطنتى كه در حدود ده هزار تن برآورد مىشود مايهكوبى شدهاند و اين خود بىشك به تكثير سريع افراد اين خانواده كمك كرده است ، چه ساير خانوادهها برعكس در اثر شيوع آبله تعدادى از افراد خود را از دست مىدهند . از طبيب قانونى هم ، مانند پليس طبى ، در ايران به هيچ وجه خبرى نيست . دستور قرآن و قاعدهء چشم در برابر چشم ، دندان در برابر دندان را در تمام موارد مكفى مىشمارند . هرگاه ضرب و جرحى يا قتلى رخ دهد مرتكب جرم به مضروب يا ورثهء مقتول - در صورتى كه كاملا مورد عفو آنان قرار نگيرد - مبلغى به عنوان رفع خسارت مىپردازد ، يا « انتقام خون » طبق قانون « چشم در برابر چشم ، دندان در برابر دندان » معمول مىگردد . فقط هنگامى كه خانوادهء مقتول خود قدرت انتقام گرفتن را نداشته باشند جسد را مقابل چادر حاكم و گاه چادر خود شاه مىكشند و آن را در آنجا خاك نكرده باقى مىگذارند تا عدالت در حقشان برقرار گردد . هرگز گواهى پزشكى
--> ( 8 ) . مدت صدارت امير كبير از 1264 تا 1268 است . - م . ( 9 ) . برابر با 76 - 1275 ه . ق . - م .