ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

390

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

شكوفائى صنايع داخلى بيندازم و بعدها نيز وقتى همه چيز به همان صورت كه من پيش‌بينى كرده بودم رخ داد ديگر غرورشان اجازه نمىداد كه طبق موازين عدل و انصاف به خطاى خود اقرار كنند . دلايل من در اين‌باره كه چرا يك صنعت كه ناگهان از خارج وارد مملكت مىشود نمىتواند پا بگيرد ، بدين قرار بود و هست : در وهلهء اول نيروى كار لازم براى چنين كارخانه و صنعتى در داخل وجود ندارد . جمعيت كم اين مملكت هنوز به هيچ وجه نمىتواند تمام زمينهاى مزروعى و قابل استفادهء مملكت را زير كشت برد ؛ پس در اين صورت مىبايست بازوانى را كه بدون اين صنايع هم باز كفاف كار كشاورزى مملكت را نمىداد از كشت و فلاحت دور نگاهدارند . حال هرگاه مىخواستند براى جبران اين نقيصه از اروپا كارگر وارد كنند ، اينها يا تحت تأثير آب و هوا و شرايط زيستى غير معتاد از پاى درمىآمدند يا بر اثر گوشه‌نشينى و كناره‌گيرى رايج در مشرق زمين به مىخوارى مىپرداختند و جسما و روحا نابود مىشدند ؛ از همهء اينها گذشته چه چاره‌اى مىشد براى دزديها و خيانتهاى بىحد و حصرى كه در كار ادارهء اين‌گونه مؤسسات مىشود كرد . هرگاه در خود اروپا كارخانه‌هائى كه به خرج دولت اداره مىشود موفقيتى ندارند ، از چنين تأسيساتى در ايران ديگر چه انتظارى مىشود داشت ! سرانجام وارد كردن همهء ماشينها و دستگاهها و همچنين كليهء وسايل يدكى از اين راه دور با اين جاده‌هاى ناهموار كشور چنان مشكلاتى در بردارد كه بر طرف كردن آنها به سهولت انجام نمىگيرد ولى به‌هرحال با چنان مخارج سرسام‌آورى توأم است كه از پيش امكان هر نوع سوددهى چنين تشكيلات و سازمانهائى را منتفى مىكند . توصيهء من اين بود كه دولت صنايع خصوصى را حتى القوه تقويت و تشويق كند ولى بيش از همه توجه خود را باز معطوف به كار كشت و فلاحت نمايد و به استخراج معادن غنى خود بپردازد ؛ آنگاه با مبادلهء محصولات داخلى با مصنوعات اروپائى با گذشت زمان بيلان و جمع و خرجى به نفع ايران پديد آورد . ولى خوب همانطور كه گفتم كسى توجهى به پيشنهادهاى من نكرد . پيشه‌وران و مكانيكهاى روسى و فرانسوى را به خدمت گرفتند و تعدادى كارخانه برپا كردند : 1 . كارخانهء شمع گچى . فكر مىكردند كه با وجود مرغوبيت پيه مىتوانند شمع گچى را به بهاى نازل توليد كنند . براى تهيهء اسيد سولفوريك محفظهء مخصوص پوشيده از سربى ساختند كه قويتر از اسيدى كه در ليموناد هست نمىتوانست اسيدى توليد كند ؛ دستهاى ناتوان و غير ماهر كارگران « پرس » ها را خراب كرد ؛ و پس از خرج كردن بيش از هشت هزار تومان سرانجام توفيق يافتند كه چند كيلو شمع با مهر ايران و علامت سلطنتى بسازند . اما بدگويان چنين عنوان مىكردند كه پيه آن شمعها از اروپا وارد شده است ؛ به‌هرحال حقيقت هرچه باشد مدير اروپائى كارخانه به دريافت خلعتى از شاه مباهى شد . هيچ ديگر ، تمام داستان كارخانهء شمع‌سازى به همين‌جا خاتمه يافت . 2 . كارخانهء كاغذسازى چسبيده به حصار شهر تهران ، يعنى جائى كه آب به