ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
385
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
در كارگاههاى مسگرى كاشان در سال 1859 « 3 » ششصد كارگر مشغول بودهاند . لوازم مسى كه از كاشان مىآيد به استحكام در لحيمكارى ، زيبائى شكل و حكاكى دلپسند شهرت دارد و سراسر ايران خواهان آنند . من خود در آنجا كاسهها و جامهائى ديدم كه با خطوط اسليمى ، نقوش و كلمات و آيات عربى حكاكى شده بود و آن همچنان زيبا كه به حق مىتوانستند نام استاد سازندهء خود را شهره كنند . قلع و نوشادر كه براى مسگرى مورد لزوم است ناگزير بايد از هندوستان وارد شود ، زيرا نوشادر محصول خود مملكت كه ناخالص هم هست كفاف مصرف را نمىدهد . بوره ( براكس ) از درياچههاى داخل بدست مىآيد . معادن غنى و سرشار آهن مملكت نيز مانند مس آن مورد بىاعتنائى و بىتوجهى است . سنگ آهنى كه از معادن مازندران و خراسان بدست مىآيد چندان نيست كه قابل ذكر باشد . بقيهء آهن مورد نياز از اورال و از طريق ولگا و درياى خزر به كشور وارد مىشود ؛ فقط ولايات جنوبى و جنوب شرقى كشور قسمتى از احتياج خود را از هندوستان تأمين مىكنند . آهنگرى ايران روزگارى از شهرت برخوردار بود و حتى امروز نيز تيغههاى دمشقى شيراز و مشهد آوازهاى درخور توجه دارد ، ولى ديگر نمىتوان آنها را از لحاظ خوبى در كنار تيغهها و لوله تفنگهاى قديمى قرار داد ، يعنى از نظر زيبائى حكاكيهاى روى فولاد و پولكهاى طلائى كه داخل آن حكاكيها كار گذارده شده است بهپاى آنها نمىرسد . در قورخانههاى اصفهان ، شيراز و تهران اسلحهء گرم ، بخصوص تفنگ و تپانچه را طبق نمونههاى اروپائى مىسازند و حتى علامت كارخانهء سازنده را هم بدقت تقليد مىكنند و البته اين را هم بايد گفت كه تقليد شده خيلى نزديك به اصل است . اما تقليد از ابزار و لوازمى كه برندهاند به اين درجه موفقيتآميز نيست به عنوان مثال مىتوان قلمتراشهاى ساخت اصفهان را كه در معرض فروش گذارده مىشود ذكر كرد . ايرانيها خيلى زياد به قلمتراش خوب اهميت مىدهند ؛ قلمتراش خود را به اروپائيان نشان مىدهند و مىپرسند كه آيا تيغهء آن اصل و ساخت انگليس است يا نه . اغلب وزير هنگامى كه من نزديكش بودم ، قلمتراش خود را از كيسهء شالش بيرون مىكشيد و مىخواست كه من نظر خود را نسبت به مرغوبيت و ارزش آن بگويم . در رمان « حاجى بابا » هنگامى كه شاه از سفير خصوصيات ملل مختلف اروپائى را مىپرسد ، وقتى پاى انگليسيها به ميان مىآيد سفير مىگويد : « اين همان ملتى است كه چاقوى قلمتراش مىسازد . » چون قيمت آهن گران است طبيعى است كه مصرف آهن در اسباب و لوازم ، خيلى محدود باشد و البته اين امر به حال مجموع صنعت اين كشور سخت مضر است . طبيعتا شاه فعلى تا به حال چندين بار كوشيده است كه با دخالت دادن اروپائيان به ذوب سنگ آهن بپردازد اما همهء اين كوششها علىرغم هدر رفتن مبلغ معتنابهى پول بىحاصل مانده است ، تا حدى كه وى سرانجام از ذوب آهن در
--> ( 3 ) . برابر با 76 - 1275 ه . ق . - م .