ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

384

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

را كه از خارج آمده باشد شرعا نجس مىشمارند . همچنين ، قوانين شرعى و مذهبى استفاده از پوست حيوانات شكار شده را منع مىكند . مقادير مختصرى از چرم گوزن كه به رنگ قهوه‌اى تيره درآمده است ، به نام جير به قبايل و عشاير قفقازى فروخته مىشود . صادرات پوست گوسفند و بز قدرى از آنچه گفته شد بيشتر است . در پوست‌دوزى از پوستهاى محصول داخل فقط پوستهاى برهء شيراز و قم مورد استفاده قرار مىگيرد . اين پوستها كه خود به رنگ طبيعى سياه است در اثر رنگ شدن با استات آهن و پوست انار به رنگ سياه شفاف پررنگ درمىآيد . طبقات ثروتمند ، پوست سياه برهء بخارا ، يا پوست سنجاب سيبريه و يا مينك وارد شده از سوريه را در بر مىكنند . اما چون از طرف ديگر پوستهاى نجس از قبيل پوست شير ، ببر ، پلنگ ، روباه ، گرگ ، شغال ، كفتار ، سمور آبى و دله به مقدار نسبتا زيادى به خارج صادر مىشود ، مىتوان گفت كه با واردات پوست تعادلى برقرار است . تجارت پوست منحصرا در دست ارامنه است ، زيرا هيچ مسلمانى حق ندارد پوست نجس را لمس كند . بدين ترتيب مىبينيم كه قسمت زيادى از پوست يعنى پوست تمام حيواناتى كه شرعا نجس شمرده مىشود از حيطهء استفاده و مصرف خارج مىگردد . از نظر ذخاير معدنى و فلزات ، بخصوص مس به زحمت ممكن است هيچ كشور ديگرى در دنيا را بتوان با ايران سنجيد . تقريبا در هر ناحيه‌اى يك معدن مس وجود دارد ، حتى در دامنهء شمالى كوه البرز تعداد اين معدنها سر به بيست مىزند ، و تقريبا به همين تعداد هم معدن در قزوين وجود دارد . سرشارترين معادن در قره‌داغ نزديك تبريز است ، منتها ايرانيان در كار استخراج معادن سخت عقب مانده‌اند و از ماشينهائى كه به اروپا سفارش داده‌اند نمىتوانند استفاده كنند . از معادن غنى و سرشار خراسان مقدار ناچيزى استخراج مىشود و آن هم در اثر دستبردها و شبيخونهاى تركمانان اغلب معوق و متوقف مىشود . حال هرگاه يكى از ايرانيان كه در اثر اشتغال به كيمياگرى بعضى معلومات مقدماتى را كسب كرده به كار استخراج يكى از معادن بپردازد ، يا كليهء سرمايه خود را كه در اين راه به كار انداخته از دست مىدهد ، و يا همين‌كه كار رونقى پيدا كرد و درآمدى از آن عايد شد حاكم آن را ضبط مىكند ، و چون در آن امر بصيرتى ندارد به زودى معدن دچار ركود مىشود و سرانجام به صورت متروك درمىآيد . تمام اين اوضاع و احوال باعث شده است كه علىرغم سنگهاى معدنى غنى اين كشور ، قسمت اعظم مسى كه در ايران مصرف دارد از روسيه وارد شود و چون بيشترين قسمت لوازم آشپزى و خانه‌دارى از مس تهيه مىگردد ، مىتوان پى برد كه احتياج به آن فلز چقدر زياد است . در كلبه‌هاى محقر فقيرترين افراد نيز اسباب و لوازم مسى پيدا مىشود و براى آنكه فشار و ظلم فوق العاده و غير عادى حاكمى را به بيان آورند مىگويند : « كار را به جائى رسانده كه دو خانه به يك باديه مس محتاجند . » مسگرى زنجان و كاشان قبول عام يافته است ،