ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
353
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
هنگفتى تأمين كند . به همين دليل ماليات دهندگان ترجيح مىدهند كه بدترين حاكم مدتى مديد بر سر كار بماند تا اينكه او را بسرعت با حاكم بهترى عوض كنند . زيرا اولى ، چنان كه همه مىدانند ، اقلا « سير » شده است . براى پى بردن به مبالغ و ارقام سرسامآورى كه حكام مردم را سركيسه مىكنند كافى است به اين حقيقت توجه كنيم كه دو تن از دائيهاى شاه به نام عيسى خان و امير اصلان خان در طول ساليان متمادى حكومت خود پس از وضع مخارج هنگفتى كه كردند باز قاعدتا بايد هركدام در حدود يك ميليون تومان هم كنار گذارده باشند . شاه از همه چيز آگاه است ولى خيال مىكند قدرت تغيير آن را ندارد . در حضور من به جانشين عيسى خان كه در حال عزيمت به خمسه بود چنين دستور داد : « دائى من اين ولايت را خوب غارت كرده است ، تو توجه داشته باش و كارى كن كه مردم بتوانند زندگى كنند ، چون « فقير آدماند و بردبار » با وجود اين باز كمى بعد حكومت ولايت ديگرى به همين عيسى خان سپرده شد و حكم وى كه در روزنامهء رسمى مملكت درج شد بدين قرار بود : « نظر به اينكه عيسى خان با رعيتپرستى و عنايت به فلاحت خود را از اقران ممتاز كرده است وى را به حكومت اصفهان منصوب مىكنيم تا او به شيوهء مرضيه اين ولايت را آباد و رفاه مردم را تأمين . . . » در دورهء شاه فعلى آمدند فكر بكرى كردند تا از آن طريق اختيارات حاكم را تا حدى محدود كنند و آن چنين بود كه يك نفر را به اسم « وزير » همراه حاكم كردند . اما بدبختانه وضع از بد هم بدتر شد . از آن هنگام در اركان حكومت يك دودستگى مخرب ظهور كرد ، درحالىكه اين هر دو در تلاش خود براى سركيسه كردن هرچه بيشتر ولايت زير نظر خويش با يكديگر اتفاق نظر كامل دارند . واقعا جاى حيرت است كه چرا اهالى صدمه ديده و غارت شده بيشتر از اين براى معارضه با سوء ادارهء حكام به قيام علنى دست نمىزنند . در مدتى كه من در ايران مقيم بودم فقط دوبار چنين شورش و طغيانى رخ داد ، يكبار در گيلان و يك بار هم در تبريز ( آذربايجان ) . در شهر اخير همواره حكام با وضع مشكلى روبرو هستند چه در اينجا عباس ميرزا از بيش از نيم قرن قبل قاعده و ضابطهاى محكم براى ماليات وضع كرده است و اهالى ديگر از آن به عنوان حق قانونى خود با عزم جزم دفاع مىكنند . در ولايات مختلف ماليات به نسبت صحيح تقسيم نشده است ، زيرا در اغلب ارزيابيها كه كردهاند از نظر دور داشتهاند كه با گذشت زمان اوضاع و احوال به صورتى اساسى دچار تغيير گرديده است . فى المثل برآورد ماليات نواحى اصفهان و شيراز به چهارصد هزار تومان به زمانى راجع است كه اصفهان پايتخت و مقر سلطان مملكت بود و در نتيجه تمام محصولات كشاورزى را مىشد خيلى بيشتر قيمتگذارى كرد تا در دورهء بعد كه پايتخت به تهران منتقل گرديد . از اين گذشته ولاياتى كه قبلا ثروتمند و آباد بود مانند مشهد و استراباد بر اثر دستبردها و تاختوتازهاى تركمنها چنان ويرانه و فقير شده كه درآمدهاى مالياتى آنها به زحمت تكافوى نگاهدارى قوا و ساخلوى