ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

337

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

خشك ساليهاى مداوم يا درحالىكه به علت بروز جنگ و مضيقه‌هاى ناشى از آن استفاده از مراتع خصوصى ممكن نباشد قبيله‌اى پس از حصول توافق با قبيلهء دوست و مجاور خود به مناطقى كه قبلا در اشغال آن طايفه بوده وارد مىشود ، چه در كتاب مقدس هم آمده است : « هرگاه تو به راست به روى ، من به چپ روى مىآورم ؛ اگر تو عزم چپ كنى من به راست مىشتابم . » پرداخت عوارض و ارائهء خدماتى كه در برابر دولت به عهده دارند قسمتى نقد انجام مىگيرد و قسمتى به صورت جنسى و سرباز دادن . براى « حق چرا » اين عوارض را بايد بپردازند : 20 / 0 تا 21 / 0 دوكات هلندى « 6 » براى هر گاو ، 07 / 0 تا 1 / 0 براى هر اسب ؛ از نظر گوسفند و بز ماليات برحسب مقدار كره و پنير آنها حساب مىشود . براى شتر و الاغ مقدار ثابتى ماليات در نظر گرفته نمىشود ؛ در عوض ايلخانى موظف است كه هر سال تعدادى از اين حيوانات به دربار در تهران بفرستد ، و اصولا گاه و بيگاه سواى عوارض ثابت ، ناگزير هم به شاه و هم به وزرا هداياى اجبارى ديگر از قبيل پول ، شال ، اسب و غيره هم تقديم مىدارد . دولت هرجا و هرگاه نتواند تعداد دامهائى را كه به آنها عوارض تعلق مىگيرد تعيين كند مثلا در مورد ايل قشقائى ، ايلخانى به تخمين خودش هر سال مبلغى براى مصالحه مىپردازد . سواى آن هر ايل موظف است كه فوجى در اختيار سوارنظام و يك اسواران از سوارهاى غير منظم « سوار رديف » را نيز تجهيز كند كه موقتا براى خدمت به نقاط مرزى اعزام مىشوند . من خود مكررا اين قواى سوار را ديدم كه به هنگام عبور از تهران از مقابل شاه سان مىرفتند و وى اسبهاى باشكوه و سلاحهاى نقره‌كوب و لوله‌هاى بلند تفنگهايشان را كه از فولاد دمشقى بود مورد تحسين و اعجاب قرار مىداد . بسيارى از ايلها و از آن جمله لكها و بختياريها در عربستان ( خوزستان ) مىكوشند سر از ربقهء اطاعت شاه بيرون بكشند و از پرداخت منظم ماليات سر باززنند تا اينكه حاكم به چپاول آنها دست بزند و همهء دامها را به همراه دار و ندارشان با خود بيغما ببرد . ب . اسب اسب ( در جزء آخر اسامى مركب لهراسب ، هيستاسب به معناى سوار . . . اين كلمه ديده مىشود ) در اقتصاد ايران اهميت عملى قابل ملاحظه‌اى ندارد زيرا شتر ، الاغ و قاطر هم در باربرى و هم در حمل و نقل انسان به كار مىروند و كار شخم‌زنى نيز منحصرا به عهدهء گاو است ؛ با وجود اين همه ، اسب در حيات ملى ايرانيان كه با غرور فراوان خود را قومى سواركار مىدانند مقامى ارجمند احراز كرده است . در نظر ايرانى « اسب و شمشير » كنايه‌اى از مرد آزاده

--> ( 6 ) . همانطور كه به وضوح از طرف مؤلف در فصل مربوط به اوزان و مسكوكات ياد شده دوكات هلندى برابر است با يك تومان سكهء طلا . در تمام اين كتاب مراد از دوكات همان تومان طلاست . - م .