ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

338

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

است ، و در بسيارى از آداب و سنن ايرانى به صورتى جدانشدنى اين دو بهم مربوط گرديده‌اند . اسب در سرزمين اصلى خود ، يعنى در فلات مرتفع ايران ، جائى كه هنوز خر وحشى يا گورخر كه از تيرهء اسب است به آزادى در تاخت‌وتاز است با مقدار متوسطى مراقبت و تيمار پرورش مىيابد . حتى در قديم‌ترين ايام اسب نژادهء ايرانى شهرت فراگيرى داشت و اسب‌دارى مملكت پرآوازه بود . اما امروز ديگر اسبهاى محلى در شمار نژادهاى « نجيب » نيست ، بلكه اسبهاى تجملى مورد علاقهء بيشتر يا از نژادهاى خارجى و يا « دورگه » است . نژادهاى گوناگون به ترتيب ارزش آنها از اين قرار است : 1 . « اسب عربى خالص » تا هنگامى كه نسل آن پاك نگاهداشته شود كليهء خصوصيات ممتاز خود را در ايران حفظ مىكند ، درحالىكه همين اسب در اروپا پس از مدتى خصايل خود را از دست مىدهد . اين اسب رام ، مطيع و باهوش است و مدتها تحمل تشنگى را دارد و تازه پس از اين مقاومت هرگاه آب به او بدهند با حرص و ولع به آن روى نمىآورد . كم به بيمارى دچار مىشود و در اوضاع و احوال عادى عمرى طولانى دارد . چه در دشت هموار و چه در سرازير و سربالا همه جا به صورت يك‌نواخت رهروى مىكند . كوچك - اندام است و نظر را نمىگيرد اما كارشناسان به يك نگاه انداختن به سر نجيب و باهوش آن فورا قيمتش را درمىيابند . عربها مىگويند « فرس من فراست » . بهترين اسبهاى عربى از نجف با عبور از بغداد به ايران مىرسند . 2 . « اسب تركمن » از تركستان از طريق خراسان و استراباد به ايران مىآيد . ساقهاى بلند و كشيدهء اين نژاد جلب توجه مىكند ، سمهائى زمخت ، سينه‌اى باريك ، سرى نسبتا بزرگ ، گردنى بسيار دراز و بدون يال دارد . محل روئيدن يال پينه بسته است . يال حيوان همين‌كه به حدود چهار پنج سانتيمتر برسد خود به خود مىريزد ؛ اما معمولا قبل از اينكه مو به اين طول برسد آن را با كمال دقت مىزنند . تركمنها اين اسبها را در موطن اصلى آنها براى دستبردهاى سريعشان تربيت مىكنند چه اين اسبها صد ميل جغرافيائى را مىتوانند در شش تا هشت روز طى كنند . تركمنها مىگويند « اسب بايد پوست و استخوان بشود » و به همين دليل اسب را عادت مىدهند كه بين راه با مشتى جو و قدرى دنبه براى رفع عطش بسازد ؛ به آن مىآموزند كه هرگز از جمع جدا نشود « 7 » و عقب نماند و با گاز گرفتن و سم زدن در جنگ

--> ( 7 ) . اسب تركمن اين عادت را هنوز هم در ايران حفظ كرده است . روزى بر اسب زيباى تركمنى كه شاه به من بخشيده بود سوار بودم و از بيابان به طرف تهران مىرفتم . هنوز دو ميل با تهران فاصله داشتم كه بر اثر تصادف دهنهء اسب جدا شد و حيوان با سرعتى سرسام‌آور مرا از جا كند . هرطور كه مىشد به رانهاى اسب چسبيدم و مىترسيدم كه هر لحظه به نهر روبازى پرتاب شوم ، اما با كمال تعجب ديدم كه پس از طى سه ربع ميل اسب ناگهان ايستاد و با گله‌اى از اسبان كه در حال چرا بودند همراه شد . وى از دور حضور اين اسبان را بو كشيده بود . در اثر ناراحتى كه از اين حادثه به من دست داده بود روز بعد اسب را به قيمت 65 تومان فروختم . مدتى بعد شاه از من پرسيد كه با اسب -