ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

331

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

در رأس هر ايل يك ايلخانى قرار دارد كه سمت رياست را به ارث مىبرد . قدرت و اعتبار ايلخانى حتى اگر طفل شيرخوارى باشد مورد احترام و قبول مطلق تمام افراد ايل است . فرمان وى بيش از امر شاه نافذ است ؛ همه كمر به خدمت او بسته‌اند و هرگاه ايجاب كند با مال و جان خود از او در قبال سلطنت دفاع مىكنند . در سال 1859 « 3 » از دشت اوجان كه محل خيمه و خرگاه ايل قشقائى است مىگذشتم . همزمان با من يكى از صاحب‌منصبان ايران با خدمهء مسلح متعدد همان راه را طى مىكرد . اين مرد عالىمقام در جواب سؤال چوپانى كه از اين لشكركشى چه منظورى در بين است ، شوخى - كنان گفت : « براى آنكه ايلخانى را به تهران ببريم » ، چوپان نيز در جواب گفت : « گمان نمىكنم در شيراز اين كار آسانى باشد - و الحمد لله ما هم كه در عراق زندگى نمىكنيم . » هركس به ايل خود افتخار مىكند و از اين كه ايل و طايفه دارد ، بر خود مىبالد . حتى شاه فعلى نيز چون خاندان سلطنتى از ايل قاجار است از ذكر كلمهء « قاجار » بر روى سكه‌ها فروگذار نمىكند . مقام و منزلت ايلخانى برحسب رسم و آداب تركان همواره به معمرترين فرد خانواده منتقل مىگردد . اما آنگاه براى حفظ ظاهر و تأييد شاه خلعتى نيز براى وى فرستاده مىشود . هرجا كه عشاير به تعداد كثير باهم زندگى كنند ديگر دلير و غارتگر مىشوند ؛ ولى در هر حال نيرنگ و حيله‌گرى را نكوهش مىكنند و عهد خود را نمىشكنند . دربارهء خود مىگويند « ايلياتىام » يعنى كه به من اطمينان و اعتماد مىتوان كرد . اغلب به يك همسر اكتفا ، و با افراد عشيرهء خود ازدواج مىكنند . براى اولين‌بار فتحعلى شاه كه دختران بسيار داشت به سران عشاير تكليف كرد شاهزاده خانمها را به زنى بگيرند تا از اين رهگذر آنان را به سلطنت نزديك كند ، ولى اين كار به حيثيت سران عشاير لطمهء شديدى زد . زنان آنها بدون حجاب ولى عفيف و مبادى آدابند و هيچ‌گاه حتى اگر درخشانترين شرايط هم به آنها پيشنهاد شود ، به ازدواج با شهرنشينان تن در نمىدهند . آنان كه از استعدادى زياد برخوردارند ، از تعليم و تربيت نيز به كلى عارى نيستند . در بيابان به چادرهائى برمىخوريم كه معلمان در آنها به جوانان خواندن و نوشتن ، قرائت قرآن و رموز ادب مىآموزند . برخى از سران در زبان و ادب عرب تبحر بسيار دارند ، و چه‌بسا پيش مىآيد كه ايلخانيى از طرف دولت به مأموريت سياسى مهمى فرستاده مىشود . در بين راهزنانى بدنام من به افرادى برخوردم با چنان درجه از حسن سلوك ، وقار ، آداب‌دانى و آشنائى به قوانين كه واقعا دچار حيرت و شگفتى شدم . « خونى » يكديگر بودن ، يا گرفتن انتقام خون ، سنت بسيار نامباركى است كه يا در ميان افراد يك عشيره بيداد مىكند و يا باعث ايجاد خصومتهاى خونبار بين ايلهاى مختلف مىشود ، و چه‌بسا كه فقط با قلع و قمع خانواده‌هاى

--> ( 3 ) . برابر با 76 - 1275 ه . ق . - م .