ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
330
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
شدند و امروز طوايف چادرنشين ايرانىنژاد از آنها تشكيل شده است كه عبارت باشند از لرها و بختياريها . بر اينها بايد بعضى از قبايل مهاجر متفرق كولى را كه در سياه چادر ( قرهچادر ) ها زندگى مىكنند و زرگريها را كه مدعى نسب بردن از مقدونيان هستند ، افزود ؛ اين ادعا به علت شباهتى كه در اصطلاحات آنان است قدرى درست به نظر مىآيد . خصوصيات زمينشناسى كشور نيز براى چادرنشينى مناسب است . از يك طرف در ارتفاع هفت تا نه هزارپائى دشتهاى گستردهاى است كه به كار زراعت يا سكونت دائمى نمىخورد ، اما در سه ماه تابستان به مراتع بسيار خوبى براى چارپايان تبديل مىشود ؛ از طرف ديگر مناطق پست و كمارتفاعى وجود دارد كه در تابستان كلا خشك و غير قابل سكونت است ولى در عوض در زمستان تا آغاز بهار پر از گل و گياه مىشود . هم اين نواحى و هم آن ، مىتواند فقط براى سكونت متناوب چادرنشينان مفيد باشد . بدين طريق است كه اهالى مازندران هنگامى كه شاليزارها كشت مىشود به لاريجان واقع در دامنهء كوه دماوند ، و سكنهء لار به جلگههاى مرتفع اسپاس و اوجان طرف شيراز ، كوچ مىكنند . تزلزلى هم كه در امر مالكيت زمين وجود داشته كمتر از اينها در تقويت و رواج چادرنشينى سهيم نبوده است . فاتحان و مؤسسان سلسلههاى جديد مخالفان و طرفداران سلسلهء مخلوع را وادار مىكردند كه موقفهاى خود را به دورترين نقاط مملكت انتقال دهند و آنگاه مناطق تخليه شده را به وابستگان طايفهء خود تخصيص مىدادند . آنها نيز همچون اينها به دليل آنكه باز به اميد تغييرات ديگرى بودند ، يا از آن بيم داشتند ، زندگى شبانى اختيار مىكردند . سرانجام وجود فشار و ستم استبدادى كه بر گردهء رعايا سنگينى مىكند و چادرنشينها سهلتر و آسانتر از زير بار آن مىتوانند شانه خالى كنند ، سهم بزرگى در اين امر دارد كه چادرنشينان هيچ ميلى به از دست دادن طرز زندگى خانه بدوشى نداشته باشند و حتى هر روز تعدادى بيشتر خانه و زندگى مستقر خود را رها كنند و به چادرنشينى و خانهبدوشى روى آورند . دربارهء آداب و عادات چادرنشينان در آثار سرجان ملكم ، فريزر و موريه اطلاعات فراوان مىتوان يافت . در باب پراكندگى جغرافيائى طوايف و ايلات مختلف در كتاب ليدىشيل « 2 » به دقيقترين ارقام دست مىتوان پيدا كرد .
--> ( 2 ) . اهميت اين كتاب كه يادداشتهاى سطحى اين بانوى عالىمقام را در بر دارد بيشتر مربوط به حاشيههاى آن است . شوهر اين خانم يعنى كلنل شيل كه در سابق با سمت سفارت در تهران مىزيست در هر مورد يادداشتهاى اساسى و دقيقى بر اين كتاب افزوده است ؛ چه بهتر بود كه در اين كتاب حواشى جاى متن را مىگرفت و متن به عنوان صفحه پركن به كار مىرفت . اما چه مىشود كرد ؟ در همه جا حق تقدم با خانمهاست . يادداشت مترجم : مقدارى از اين كتاب در شمارههاى متعدد مجلهء نگين ترجمه و طبع شده است .