ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
33
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
هرات سوار در اختيارش بگذارند . هنگامى كه اين سواران به تهران آمدند و در جلو شهر خيمه زدند مردم از شبيخون احتمالى و غافلگيرى اين ميهمانان به هراس افتادند ؛ منتها آنان در حضور رامكنندهء خودشان جعفر قلى خان جرأت نمىكردند دست از پا خطا كنند تا جائى كه شاه جسارت كرد از آنها رژه بگيرد . بهر تقدير صلاح در آن ديده شد كه اين نيروى كمكى مشكوك را به وطن خود بازگردانند . جعفر قلى خان در آن هنگام از طرف دولت به لشكركشى جديدى ترغيب شد و وى فقط بدان شرط مأموريت را پذيرفت كه براى كمك به او قوا فرستاده شود . اما وى از سالها پيش مورد سوءظن دولتيان قرار گرفته بود ؛ به همين دليل قواى موعود به كمك وى فرستاده نشد و از اينكه او را در حال شكست ديدند ، همه خرسند شدند . با مرارت بسيار وى خود را از مهلكه رهانيد و بلافاصله به مسقط الرأس خود بجنورد بازگشت . پس از مرگش شاهزاده ابو الملوك كه مردى ضعيف بود به حكومت استرآباد رسيد ؛ در دورهء وى تركمانان غارتگريهاى سابق خود را از سر گرفتند و دامنهء كارشان تا به استراباد نيز كشيد . اين هر سه قبيله على الدوام با يكديگر و با ايرانيان در خصومت بسر مىبرند و به خون يكديگر تشنهاند . ايرانيان را به دليل آنكه شيعهاند سخت دشمن مىدارند و فروختن آنان را به عنوان برده مجاز مىشمرند . در بحبوحهء گرفتاريها و دشمنيهائى كه بين خود دارند ، اغلب يكى از اين قبايل از ايرانيان كمك مىطلبد و ايرانيان به تصور اينكه موقع مناسبى بچنگ افتاده تا دشمنان خود را سركوب كنند وارد معركه مىشوند . اما همينكه سر و كلهء اينها پيدا مىشود دشمنان داخلى با يكديگر همدست مىشوند و مشتركا بر نيروى كمكى ايرانى مىتازند « 15 » . افغانها افغانها از پاكترين نژاد قفقازى هستند و قامت بلند ، بدن نيرومند ، صورت پرحالت ، چشمهاى درشت خيره و ظاهر مصمم ، وجه مشخصهء آنهاست . افغانها فقط به تعداد اندك به عنوان فرارى و پناهنده از مستمرى شاه گذران مىكنند و به همين دليل به استهزا به آنان « موش خزينه » مىگويند . بلوچها در اينجا و آنجا به صورت برده و غلام ديده مىشوند و به نژاد هندى شبيهاند . اختلاط بين بلوچها و ايرانيان بسيار اتفاق مىافتد و بخصوص در سيستان به وفور ديده مىشود . كوليها به صورت ايلهاى مهاجر و سرگردان در بسيارى از نواحى ايران ديده
--> ( 15 ) . اغلب اطلاعات رسمى مربوط به تركمانها را مديون دوست خود دكتر هنچه هستم كه هشت سال تمام در تركمن صحرا واقع در ساحل درياى خزر به طبابت اشتغال داشته است .