ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

329

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مربوط مىشد . اسلام كاملا بر روال ديگرى است . درست است كه حضرت محمد ( ص ) استفاده از آب پاك را براى وضو و غسل و ساير شستشوهاى مقرر روزانه تجويز كرد ، ولى برحسب مفاهيم اسلامى هر نوع آب جارى از نظر شرعى پاك است هرچند كه سخت مردابى يا در اثر آميخته شدن با مواد عفونى فاسد شده باشد . ايزدان خاص چشمه‌سارها و درختان ، ماهها و روزها ، با تعاليم توحيدى پيغمبر اسلام هماهنگى نداشتند ؛ همين‌كه ايمان سابق از دست رفت از آن پس به آبى كه مزارع را سرسبز مىكرد و درختانى كه سايه مىگسترد - يعنى شرطهاى لازم براى زراعت در ايران - به ديدهء عنايت و از سر ايمان توجه نشد . در نتيجهء آن جنگلها بسرعت نابود شد ، قنوات و نهرها مسدود و ويران گرديد و سرانجام كليهء زمينهاى قابل كشت ، خشك و باير گرديد . قسمتهائى كه قبلا پر سكنه بود به بيابان بدل شد ، چنان كه حتى شتر و گوسفند نيز به اندازهء لازم براى خود علوفه بدست نمىآوردند . مناطقى كه به علت موقع خاص و سالم خود بخصوص براى ساختن و ايجاد شهرهاى بزرگ مناسب بود همچون اصطخر ( تخت جمشيد ) ، رى ، شيراز و سلطانيه در زمان حال به صورت باتلاق و كانون انواع بخارهاى مسموم درآمده است . كجا رفته‌اند زمانهائى كه شاعران هواى سالم شيراز را در اشعار خود مىستودند ! حالا نيمى از افراد افواجى كه از شمال ، از همدان يا تبريز به ساخلو آن ديار مىروند به سراى باقى مىشتابند و بقيه ناگزير از مراجعت به موطن خود مىشوند تا همچون نيم ديگر به بيماريهاى نوبه ، اسهال و پيوك قتل عام نگردند . در جلگهء مرودشت يعنى حوالى تخت‌جمشيد كهن كه روزگارى سرسبز و آباد بود معدودى از ايلها را كه منتسب به عشاير ترك بولوردى بودند ديدم كه به فلاكت زندگى مىكردند ، بخصوص تقريبا همهء آنها به بيمارى تراخم دچار بودند . همزمان با اسلام چادرنشينى نيز از خارج به ايران وارد شد و در آن رواج يافت . از عربهاى فاتح بسيارى از قبايل در ولايات جنوبى و كمى از آنها در ولايات شرقى مملكت و من جمله مشهد باقى ماندند كه بعضى تا امروز نيز زبان ، لباس و آداب عربى خود را حفظ كرده‌اند ؛ در مورد ترك و تاتارهاى مغولى نژاد نيز كه در عهد چنگيز خان و تيمور لنگ به ايران حمله‌ور شدند نيز وضع بر همين منوال است . از آن ميان مىتوان قره‌گوزلوها در حوالى همدان ؛ افشارها در حول و حوش زنجان ؛ و قشقائيهاى اهل تركستان را در اطراف شيراز ذكر كرد . رئيس قبيلهء قشقائى در حال حاضر در شيراز سكونت دارد و از اينكه از اعقاب بلافصل خاندان چنگيز است بر خود مىبالد . اينها همه به همان زندگى معهود و معتاد شبانى خود ادامه مىدهند . قسمت اعظم سكنهء مستقر اين حوالى كه تيره‌هاى باستانى تاجيك و لك بوده‌اند طعمهء شمشير مهاجمان شدند ؛ بجاماندگان اين اقوام كه از مقام و موقفهاى مستحكم خود بيرون رانده شده بودند ناگزير به چادرنشينى