ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
279
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
دچار مىكند و موج اين ناراحتى سرانجام تا به هند نيز مىرسد . اينكه ايران از اين رهگذر همواره تضعيف مىشود و آخرين رمق خود را نيز از دست مىدهد چندان سبب تكدر خاطر روسيه نمىشود زيرا كمكى كه بايد از طريق عهدنامهء همكارى از ايران چشم داشت در تركيب سياست روسيه و همچنين انگلستان آخرين عاملى است كه به حساب مىآيد ! بههرحال زمانى هم بود كه انگلستان قصد داشت ايران را به عنوان حصار و سدى در برابر هندوستان مورد استفاده قرار دهد و كليهء وسايل را به كار مىبرد تا اين كشور را تقويت و قشونش را منظم كند . اما ديرى نپائيد كه انگليسيها اطمينان حاصل كردند كه اين صميميت پر خرج ، در باطن سخت غير مطمئن است و در دوران حكومت قاجار هرگز نمىتوان به آن تشكيلات دلخواه در اين مملكت دست يافت ؛ در نتيجه باز آن افكار و نقشهها را از سر بيرون كردند و از پرداخت كمكها دست كشيدند . همچنين همانطور كه قبلا گفته شد هرگاه دامنهء عواقب و عكس العملهاى حاصل از ضربات ايران به نحوى نامطلوب محسوس و ملموس نمىشد انگلستان تقريبا در برابر تصرف هرات به دست ايرانيان خونسرد و بىاعتنا مىماند ، چه اطمينان داشت كه در اولين فرصت افغانها آنان را از كشور خود خارج خواهند ساخت . دربارهء اين نظريه كه هرات كليد هندوستان است و گرفتن اين دژ توسط ايرانيان باعث مىشود كه راه روسها به آن ديار به سهولت هموار شود بايد گفت كه قسمت اول آن از نظر جغرافيائى درست است اما در بخش دوم آن مقدار زيادى از نكات مهم كه بر اثر آنها اين امتياز جغرافيائى كاملا بدل به هيچ مىشود مورد توجه قرار نگرفته است . هرات تحت تصرف ايرانيان آنگاه مىتواند به عنوان نقطهء اتكائى براى نيروى حملهء روسها مفيد فايده باشد كه افغانها با اشغال هرات از طرف ايرانيها و همچنين حملهء روسها موافق باشند ، و اين دو شرط با در نظر گرفتن نفرت متقابلى كه افغانها و ايرانيان از يكديگر دارند ، و همچنين خوى جنگجوئى و استقلالطلبى افغانها ، هرگز حاصلشدنى نيست . درست است كه افغانها اغلب در جنگهاى داخلى و فرقهاى بين خود ، ايرانيان را به كمك مىطلبند ، اما هنوز پاى ايرانيها به آن ديار نرسيده كه گروهها و دستههاى مختلف باهم كنار مىآيند و مشتركا دشمن ملى خود را بيرون مىرانند . حال هرگاه ايرانيان بتوانند به ضرب و زور هرات را در تملك خود بگيرند روسها سينه به سينه با اهالى محلى افغانستان بايد بجنگند ؛ و برعكس هرگاه افغانها به طرف نيروى متجاوز و حملهور روس دست دوستى دراز كنند در آن صورت اشغال هرات توسط ايرانيها فقط مىتواند به حال انگليسيها مفيد باشد . عقد قرارداد هم با شرقيها حد اقل امنيت را تضمين نمىكند ، زيرا همواره بايد طرف قرارداد مترصد آن باشد كه دوست ديروز به طرفة العينى به چريك دشمنخو بدل گردد . حال به امكان اين امر بينديشيد كه قشون روس بر اثر حوادث نامطلوب ناگزير از عقبنشينى شود . با فقدان