ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
254
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
هم داراى فايده و حاصلى نبود ؛ زيرا به هنگام خريد ، نيمى از پولى كه براى آنها پرداخت مىشد به جيب مأمور خريد مىرفت ؛ بعد هم حامل شال مقدارى از آن را مىبريد تا خود بفروشد ؛ سرانجام گيرندهء هديه ناگزير بود براى جبران اين انعام سلطنتى تمام قيمت خلعتى را كه دريافت داشته بود نقدا بپردازد . از سال 1854 « 1 » اين هديههاى رسمى به وزرا ، عالىمقامان درجهء اول ، حكام و سفراى حاضر در دربار محدود شد . سفير انگليس را بايد از اين مقوله مستثنى كرد چون وى از قديم از گرفتن اين هديه خوددارى ورزيده است . در مورد حكام ولايات بايد گفت كه دريافت اين خلعت شاهانه به معنى انتصاب و تأييد مقام آنهاست چه هرگاه خلعتى دريافت نكنند به معناى آن است كه قريبا از شغل خود عزل مىشوند ، زيرا در هر نوروز يا بايد مقام و منصب حاكم تأييد شود يا جانشينى براى او بفرستند . هفت سال پيش امريهاى صادر شد كه برطبق آن همهء حكام بايد براى عيد نوروز به پايتخت بيايند ؛ طبيعى است كه از « هديه » اى كه آنها مىبايست براى شاه و وزرا همراه آورند ، صرفنظر شده بود . منتها ، اين فرمان هرگز اجرا نشد و كار خلعت مانند گذشته بر همان منوال انجام گرديد . در اين ايام ديگر شاهد آنيم كه پيشخدمتهاى سلطنتى به عنوان حاملين خلعت به شش گوشهء كشور رهسپارند و به مقتضاى اهميت اين مأموريت پرشكوه با خدمه و عقبهء فراوان حركت مىكنند آن هم با حيوانات باركش و اسبهاى يدك . حاكم در معيت منشيان و نوكران خود تا چند فرسخ به استقبال فرستادهء شاه مىرود ؛ در برابر چادرى كه پر از شيرينى و ميوه است از اسب خود پياده مىشود و با همان خضوع و خشوع كه گوئى در برابر شخص پادشاه است خلعت را كه پيشخدمت بر دوش او مىاندازد مىپذيرد . به تمام اين تشريفات مىگويند « خلعتپوشان » . پس از آنكه در چادرها شيرينى ، چاى ، قهوه خوردند و قليان كشيدند حاكم كه در شغل خود تأييد شده در زير بارانى از مباركبادها به خانهء خود باز - مىگردد . از اكنون ديگر وى بايد به فكر هديهء قابلى براى شاه و هديههائى كه كمارزشتر از آن هم نيست براى صدر اعظم و ديگر كسانى كه به تخت سلطنت نزديكند باشد تا آنها به هنگام صحبت با شاه ذكر خير او را بكنند يا اقلا بد او را نگويند . اغلب مبلغى را كه وى بايد در ازاى دريافت خلعت بپردازد از پيش معين مىكنند . مسلم است كه بايد به نحو كاملا شايستهاى وى از پيشخدمت و همراهان او پذيرائى كند ؛ بايد به او پول نقدى بين هشتصد تا دو هزار تومان بدهد تا وى هنگام بازگشت به دربار از عدل و داد و فضايل او صحبت بسيار كند و يادآور شود كه مردم آن ولايت چگونه غرق سعادت و رضايتند . شاه هرگز فراموش نمىكند كه از فرستادههاى خود بپرسد چقدر در اين مأموريت مداخل داشتهاند ؛ سوگليهاى خود را به مأموريتهاى نان و آبدار مىفرستد و واى بر حاكمى كه در اين مورد خست و لئامت به خرج
--> ( 1 ) . برابر است با 1 - 1270 ه . ق . - م .