ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
255
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
داده باشد . چون معمولا به حامل خلعت اسبها ، فرشها ، خواجهها و غلامان ديگرى هم هديه مىشود . پس اعزام به ولايتى خوب و ثروتمند مىتواند كيسهء خالى را پر و وضع مغشوش مالى هركس را سروسامان بخشد . همانطور كه شاه نسبت به همهء مملكت عمل مىكند هركس ديگر نيز در شعاع محدود خود بايد به نوكران و ابواب جمعى خود عيدى بدهد كه اغلب عبارت است از لباس و قواره پارچهء تابستانى . چند روزى پيش از عيد به پاكيزه كردن خانهها و « فرشتكانى » مىپردازند . تكاندن فرش فقط يكبار در سال انجام مىگيرد ، چه در طول سال گرد و غبار گردآمدهء روزانه از طرف خدمه زير همان فرش مخفى شده است . به هنگام فرشتكانى منزل شاه ، وى به يكى از قصور تفريحى خود مىرود و تا پايان كار همان جا مىماند . دوسه هفته قبل از نوروز درويشها از اطراف و اكناف مملكت به شهرها سرازير مىشوند و خود را به رئيسشان موسوم به درويشباشى معرفى مىكنند تا از طرف وى به خانههاى مردم ثروتمند فرستاده شوند . وقتى درويش به خانهء مقصد خود رسيد عصاى خودش را كه نوكى آهنين دارد به زمين مىكوبد و با صدائى گوشخراش فرياد برمىآورد : « يا حق » . ديگر ، باروبنديل خود را به كنار در تكيه مىدهد ، زمين را دور تا دور خود مىكند ، تخم مقدارى جو و گلهاى بهارى مىافشاند و درست و حسابى مثل خانهء خود در آنجا مستقر مىشود ؛ صاحبخانه وظيفه دارد كه سيورسات او را تأمين كند و پس از عيد مقدارى قابل ملاحظه پول به وى بدهد . هرگاه از چنين كارى فروگذارد درويش چندين ماه در كنار خانهاش لنگر مىاندازد كه در آن مدت بايد نان و آب او را تأمين كرد و از آن گذشته به هنگام خروج و ورود على الدوام فرياد يا حق مىكشد و با بوقى كه از شاخ بز تهيه شده و صدائى گوشخراش دارد مزاحم مىشود . هيچكس جرأت ندارد درويشى را با خشونت از خود براند ؛ از سرزنش مردم و همچنين نفرين و انتقام درويش و همهء همپالگيهايش مردم احتراز دارند . روز قبل از عيد همه به حمام مىروند و سر را حنا مىگذارند و ناخنها را رنگ مىكنند . پارسيها حتى تمام بدن خود را - به استثناى صورتشان - حنا مىگذارند تا پوستشان به رنگ زرد درآيد . در دربار حلول سال نو را چه در نيمه شب باشد و چه ديرتر با « سلام » جشن مىگيرند كه فقط علما ، سادات و مأمورين عاليمقام و مقرب الخاقان ، و چند نفر از افسران اركان حرب در آن مراسم دعوت دارند . در كوشكى در داخل « ديوانخانه » كه يك تالار هشت ضلعى را تشكيل مىدهد و در آن حوضى و فوارهاى است حضور بهم مىرسانند . قسمت زيرين ديوارها ، از مرمر سفيد ساخته شده است كه بر آن نقوش برجسته و خطوط زيبائى به رنگ طلائى و آبى به سليقهء تمام ، ديده مىشود ؛ قسمت بالا و تمام سقف هم آينهكارى است . در كف تالار ، يك فرش گرانبهاى ايرانى با نقوش ظريف و رنگهاى جاندار روشن ، گستردهاند . در يك شاهنشين عميق كه حدود يك وجب ارتفاع دارد فرشى ابريشمين و