ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

253

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

سالهاى خورشيدى بود ؛ مع هذا سال شمسى ايرانى روز كبيسه ندارد ؛ از لحظه‌اى و ثانيه‌اى كه خورشيد وارد برج حمل مىشود آغاز مىگردد ؛ پس ابتداى آن ، به ساعات مختلف شب و روز اعتدال ربيعى مىافتد . جشن سال نو در زندگى عمومى و خصوصى ايرانيان امرى است بسيار مهم و از بعضى جهات مىتوان آن را با جشن ميلاد مسيح در چند كشور اروپائى قياس كرد . از دو تا سه ماه پيش از عيد تهيهء مقدمات آن شروع مىشود . مقادير معتنابهى شيرينى در شهرهاى اصفهان و يزد ساخته مىشود كه آن را با كاروانها به سراسر مملكت مىفرستند . مصرف شيرينى از حدود تصور و خيال آدمى هم فراتر مىرود . اصولا ايرانيها در هر سن و سالى كه باشند به شيرينى سخت علاقه‌مندند ؛ اما در نوروز حتى فقيرترين افراد نيز بايد انبارى از شيرينى داشته باشند و همچنين براى دوستان و خويشاوندانشان از آن بفرستند . در هيچ خانه‌اى نيست كه كلوچه ، البته با تفاوت جنس بهتر يا بدتر ، ديده نشود ؛ بعد از كلوچه نبات ، زبان بره ، بسيارى از ميوه‌هاى شكر سود ( نقل ) و خميرهائى كه در دنبه و كره سرخ شده است همه جا محبوبيت عمومى دارد . فقيرترين طبقات مردم به جاى قند و شكر براى تهيهء شيرينى از شيره استفاده مىكنند . اما هر مزه‌اى اين شيرينيها داشته باشد چندان مهم نيست ، مهم اين است كه سال را با شيرينى آغاز كنند . غير از شيرينيها ، بايد از ميوه‌هائى كه آنها را با تردستى تا نوروز تر و تازه نگاه مىدارند ياد كرد . مثلا خربزهء اصفهان و قم ، انگور ، انار ساوه ، گلابى نطنز ، سيب دماوند را دربارهاى بسيار بزرگ صادر مىكنند . برحسب يك رسم قديم بر پشقابى جو ، گندم ، عدس و شاهى سبز مىكنند بطورى كه چمن كوچكى بوجود مىآيد و آن را مطابق با همان رسم در روز سيزده يعنى آخرين روز عيد به كوچه مىاندازند . هركس از دستش برآيد و بخصوص هر زنى در نوروز لباس نو ببر مىكند . به همين دليل كار تهيه و فروش پارچه در اين ايام به حد اكثر قوت مىرسد و بعضى از رؤساى خانواده‌هاى پرجمعيت بايد همهء امكانات خود را تجهيز كنند و حتى وام‌دار هم بشوند تا اين احتياج غير قابل اجتناب خانوادهء خود را تأمين كنند . بخصوص شلوار پف كردهء ابريشمى چيزى است كه چشم همهء زنها به دنبال آن است و باعث خانه خرابى شوهرها مىشود . شاه از اطراف و اكناف كشور پيشكش دريافت مىكند كه پارچه‌هائى است از شال ، ابريشم ، پشم و كرك . در عوض وى به تمام اهل حرم به علاوهء خدمهء بىحد و حصر خود و همچنين به كليهء حكام و دولتمردان بايد « خلعت » ببخشد . تا حدود ده سال پيش برحسب همان رسم و آئين كهن تقريبا كليهء خدمه و هريك از افسران قشون قطعه شالى به قيمت هشت تا صد تومان ، و حكام و صاحب‌منصبان عالىرتبه « جبه » هاى شال دوخته كه قيمت آن حتى به چهارصد تومان مىرسيد و داراى منگوله‌هاى مرواريد و زردوزى نيز بود از شاه دريافت مىكردند و مباهى و مفتخر مىشدند . اين هدايا به همان اندازه كه براى خزانهء دولت مخارجى سنگين و خردكننده داشت از نظر گيرنده