ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

196

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

دربار نسبت به حملات روزنامه‌هاى اروپائى سخت حساسيت دارد ؛ حمله‌هاى مداوم به يك وزير ممكن است باعث بركناريش بشود ؛ زيرا مضمون مقالات تحقيرآميز از طرف مقابل مورد استفادهء موفقيت‌آميز قرار مىگيرد و در همه جا پخش مىشود ، زيرا در اينجا چنين تصور مىكنند كه اين احتجاجات مطبوعاتى منعكس‌كنندهء عقايد مملكتى است كه روزنامه در آن نشر مىيابد و به همين دليل بيش از آنچه شايسته است بدان اهميت داده مىشود . از لوازم تربيت خوب يكى اين است كه بتوان مراسله‌اى را با فصاحت تحرير كرد . ايرانيها كاغذ و رقعه زياد مىنويسند ؛ در تحرير آن سخت دقت مىكنند و مراسله‌اى را كه دريافت مىكنند سخت از ديدهء انتقاد مىگذرانند . مراسلات را بر تكه‌اى كاغذ نمىنويسند . در وسط نامه مىنويسند « هو » ( يعنى اوست ، خداست ) . از اين پس به عنوان يا خطاب مىپردازند كه انتخاب آن حد - اكثر بصيرت و تأمل را مىطلبد ، زيرا برحسب مقام گيرنده و نويسنده و همچنين روابط اين دو با يكديگر فرق مىكند ، به صورتى كه ظرايف و دقايق آن پايان ندارد : جناب ، امين حضور ، محترم ، والامقام ، دوست ، برادر ، نور - چشم و غيره . . . و انتخاب صحيح بين اين همه ، مانند خود نامه ، وقت و زحمت بسيار مىخواهد . متن نامه با بيان اطمينان از روابط صميميت و احترام ، توأم با صنايع بديعى كه پايانى ندارد آغاز مىگردد و تازه سرانجام ظاهرا به صورتى فرعى و جنبى موضوع اصلى نامه مطرح مىشود . در پايان باز با كلمهء « البته » مختصر و مفيد منظور از تحرير نامه تكرار مىگردد و اين جمله مىآيد كه « زياده عرضى نيست » . اسم در پايان نامه هرگز نوشته نمىشود بلكه مهر خود را زير آن مىزنند . ظاهر نامه نيز براى خود قواعد و مقرراتى دارد كه سخت بايد رعايت شود . طرفين نامه را حاشيهء پهنى مىگذارند و تاه مىكنند ، نوشته را در وسط ورقه شروع مىكنند و فواصل سطور را چنان اندازه مىگيرند كه به فضاى وسط نرسد بلكه دنبالهء مطلب بر روى دو حاشيهء تا خورده قرار گيرد . از آن گذشته رسم مطلوب چنين است كه در آخر سطور چند كلمه را به صورت مورب به روى هم سوار بنويسند . هنگامى كه تحرير نامه پايان يافت آن را با دقت با قيچى مىبرند و گاه گوشهء آن را نيز قطع مىكنند و اين مثله كردن كاغذ نشانه‌اى از ناكامل بودن همهء اقدامات بشرى مىتواند باشد ؛ بعد نامه را لوله مىكنند ، تاه مىزنند و به كمك باريكه‌اى از كاغذ كه به صمغ آغشته است ، در محل چسب آن مهر مىزنند و آن را مىبندند . آدرس نيز همان القاب و عناوين و تعارفات خطاب را احتياج دارد . شاه اغلب دستخطهائى براى صاحب‌منصبان صادر مىكند كه به آن « دستخط مبارك » مىگويند ؛ دستخطهائى را كه بايد منتشر شوند در روزنامهء دربار چاپ مىكنند . هرگاه صاحب‌منصبى مقام خود را از دست بدهد دستخطهائى را كه از شاه دريافت كرده از او مطالبه مىكنند و شاه هم به همين منظور است كه صدور دستخطها را بدقت در يادداشتهايش ثبت مىكند . به علت تمام اشكالات تقريبا بر طرف نشدنى كه دربارهء خط فارسى و