ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
195
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
صفحات گراور و تصاوير بعضى از اينها را بيرون كشيدهاند و درباريان براى زينت اندرون خود بردهاند . مثلا تاريخ طبيعى بوفن و آثار ارزندهء ديگرى را من به همين صورت ديدهام . از چندين سال پيش هر هفته در تهران روزنامهاى رسمى به قطع كوچك با چاپ سنگى تحت عنوان « روزنامهء دولتى » منتشر مىشود كه قيمت اشتراك سالانهء آن 5 / 2 تومان است . قبل از همه اخبار و تازههاى دربار ، اعطاى القاب و انتصابات تازه و غيره در آن درج است . اسم شاه همواره با چندين لقب و عنوان مطنطن و دعائى براى بقاى حكومت وى همراه است . بعد ، اخبار ولايات در آن درج شده است كه آن هم عبارت است از مضمونى تقريبا تكرارى با كلمات و الفاظ متفاوت : « به مرحمت عدالتدوستى و درايت حضرت حاكم رعايا در سعادت كامل بسر مىبرند ؛ اخذ ماليات با بيطرفى و انصاف تمام عملى مىشود . راهها و پلها همه امن و صحيح و سالم است . » قصههائى در باب معجزات و شفا يافتن بيماران در امامزادهها و به دنيا آمدن موجودات عجيب الخلقه بقيهء فضاى روزنامه را اشغال كرده است . حال اگر مطالبى از اين قبيل براى پر كردن روزنامه كافى نباشد ، يا يك صفحه را سفيد مىگذارند و يا اخبار اروپا را از روزنامههاى تركى چاپ قسطنطنيه اقتباس مىكنند و بعد براى پر كردن بقيهء روزنامه از شرح حال شاهان فرنگ و كرالها استفاده مىكنند . بعضى از فرمانها و امريهها نيز صورت انتشار مىپذيرد كه پس از طبع ، ديگر كسى پرواى آنها را ندارد . هرگاه اين اوامر صادره عملى مىشد ديگر تمام اقوام و ملل و اديان برابر مىبودند و وضع مالياتها بر طبق موازين وجدان و عدالت صورت مىگرفت و از اين قبيل چيزها ؛ اما متأسفانه همهء اين فرمانها و امريههاى زيبا دروغ است دروغ . در زمانى كه مشكلاتى در روابط بين انگليس و ايران رخ داده بود روزنامه بيانيهها و سرمقالههاى تندى بچاپ مىرساند كه تقريبا لحنى زننده و رنجاننده نسبت به ملت انگليس و نمايندگان آن داشت ؛ هدف از تحرير اين مطالب آن بود كه از طرفى انگليسيان را بترسانند و از طرف ديگر مردم بىخيال و تنپرور را به جنگ با قومى كه به تقدس خانواده تجاوز كرده ترغيب كنند و تعصب ملت ايران را براى جهاد برانگيزند يا حد اقل مخارج چنين جنگى را با بهانههاى مفهوم براى آنها ، از كيسهشان بيرون بكشند . مقالاتى از اين قبيل در بندر كراچى ( هندوستان ) هم منتشر مىشد ؛ بخصوص مقالهاى كه در تهران تحرير و در بندر كراچى طبع شد بسيار سروصدا كرد . در اين مقاله كليهء جناياتى كه انگلستان نسبت به آسيا و اسلام مرتكب شده با مهارت فوق العاده مورد بحث قرار گرفته بود و مردم به مقاومت سخت در برابر انگليسيها تشويق شده بودند . گويا اين مقاله سخت در قيام و طغيانهاى هندوستان مؤثر بوده است . بهمچنين ژورنال دوسميرن ( Journal de Smyrne ) نيز براى حفظ منافع ايران اجير شد ؛ دبيران روزنامه از شاه مدال گرفتند ؛ خلاصه بگويم كه در اينجا هم خوب مىدانند كه چگونه به خاطر مقاصد سياسى مطبوعات را مورد استفاده قرار دهند .