ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
173
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
و دستبردها بتوانند چند نفرى را اسير كنند تعداد اسرا به آن اندازه نيست كه بتوانند آنها را با اسراى خود كه در چنگ دشمنند معاوضه كنند و بدين طريق تعداد كمى كه بيشتر هم از زنانند به عنوان برده در مملكت مىمانند . اين زنان برده نيز پس از مدتى شوهرى پيدا مىكنند و از اين رهگذر آزاد مىشوند . حتى مردان برده نيز به محض اينكه از مذهب تسنن روبگردانند و به تشيع بگروند معمولا آزاد مىشوند . چند قبيلهء كرد نيز دختران خود را در ازاى مبالغى اندك به خانوادههاى ايرانى مىفروشند اما چنين دخترانى را نمىتوان واقعا برده و كنيز ناميد زيرا اينان به محض اينكه به سن رشد برسند ، به يكى از اعضاى خانواده شوهر مىكنند و باز از اين طريق از بند اسارت آزاد مىشوند . در ايام قديم نيز وضع زنان قفقازى بر همين منوال بود ؛ والدين دختران خود را مىفروختند يا اين دختران در جنگ و گريزها به اسارت درمىآمدند و به علت زيبائى اندام خود مطلوب و طرف توجه بودند . در دورهء سلطنت صفويه اغلب زنان خانوادهء سلطنتى و خانمهاى مهم و معتبر از اين قبايل قفقازى بودند ؛ منتها توسعهء دامنهء حكومت روسيه در قفقاز به اين تجارت سرانجام پايان بخشيد . حال اگر گاهگاه ، اينجا و آنجا اثرى از اين دختران كه پنهانى به ايران آورده شدهاند بدست آيد بلافاصله امر مورد تحقيق و تجسس سفارت روس قرار مىگيرد و آنها را بدون تأخير به مملكتشان بازمىگردانند . من در دورهء اقامت خود در ايران شاهد چندين مورد از اين قبيل بودهام . غلام را در ايران هرگز به كار سخت و شاق يا كشاورزى نمىگمارند بلكه آنها را در خانههاى اعيان مانند يكى از وسايل تجملى نگاه مىدارند ؛ اين ديگر از لوازم بزرگى بشمار مىآيد كه خدم و حشمى از رنگهاى گوناگون داشته باشند . به همين دليل در هيچ مزرعه يا كارخانهاى غلام ديده نمىشود ، و همچنين است در خانهء تنگدستان . علل اين امر ممكن است چنين باشد : 1 . كار اجبارى اصولا با طبع و نهاد ايرانى مباينت دارد . هرگاه غلامى از فشار كار سخت بنالد و شكوه كند ، از صاحب او حق تملك وى براى ابد سلب مىشود و مالك غلام را مجبور مىكنند يا او را به ديگرى بفروشد و يا كاملا آزادش سازد . 2 . فروش غلام به كسى ديگر كارى پسنديده نيست ؛ تنها هنگامى كه از فرط احتياج كارد به استخوان رسيده باشد يا هنگامى كه غلام بسيار عنود و كج خلق و بدطينت باشد و ديگر درنگ او در خانه تحملناپذير بشود ممكن است او را بفروشند . با همهء اينها در چنين صورتى به راحتى خواهانى براى اين غلام پيدا نمىشود و ناگزير بايد چنين متاعى را علىرغم ميل باطنى آزاد ساخت يا سهل و ساده بدون دادن سند آزادى او را از منزل بيرون كرد . از اينها هم گذشته رسم و سنت چنين است كه به هنگام رخ دادن واقعهء فرخندهاى در خانواده ، مانند تولد ، عروسى و غيره و همچنين در اثر وصيت به يك يا چند نفر غلام يا كنيز آزادى مىبخشند . 3 . كار غلامان خيلى گران تمام مىشود ، زيرا هرچند كه قيمت خريد آنها زياد نيست باز اين