ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
174
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
سرمايهگذارى را ناچيز نمىتوان انگاشت چون عمر سياهان در ايران كوتاه است و آب و هواى جلگهء ايران به آنها نمىسازد . بسيارى به آبله مىميرند و بخصوص به هنگام ورود خود به ايران براى ابتلاى به آن مستعد هستند ؛ فقط كمى از آنها به سنى بيش از سى سال مىرسند و اغلبشان زودتر به بيمارى سل و خنازير درمىگذرند . درحالىكه اين بيماريها در نژاد سفيد ايرانى بسيار بندرت ديده مىشود ، تقريبا همهء سياهان در سالهاى بيست تا سىسالگى به آن دچار مىشوند و پس از چند سال به همين امراض جان مىسپارند . بخصوص مادران پس از وضع حمل به اين بيماريها مبتلى مىگردند . كودكان اين زنان را با كمال توجه براى شير دادن به دايه مىسپارند زيرا در اينجا خيلى دوست دارند بچه سياهى كه در خانه زائيده شده ( خانهزاد ) « 1 » با بچههاى خودشان رشد كند و بزرگ شود ؛ با وجود همهء اينها اين بچهها زود عليل مىشوند ؛ تازه در سه سالگى است كه مىتوانند به روى پاهاى خود بلند شوند و تنها موارد بسيار معدودى را مىشناسيم - شايد از ده مورد در تمام شهر تجاوز نكند - كه بچههاى خانهزاد غلامان به سن بلوغ رسيده باشند . بهطور متوسط سنين كارآئى غلامها به زحمت به شش سال مىرسد . بدين ترتيب مىتوان دريافت كه با وجود اينكه وارد كردن غلام به ايران از قرنها پيش برقرار بوده و با در نظر گرفتن اينكه برحسب آداب و سنن به هر بردهء مرد يك زن برده هم مىدادهاند باز هيچ زاد و رود و اعقابى از آنها در ايران به چشم نمىخورد ، و بهطور مطلق مىتوان گفت كه هيچ از دو رگهها در ايران نشانى نمىتوان جست ؛ زيرا اين دو رگهها هم مشمول همان قانون غمانگيز طبيعى هستند و پس از دو يا سه سال از بيماريى درمىگذرند . طرز رفتار با غلامان و كنيزان همانطور كه بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت با رعايت حال آنان و ملايمت توأم است ؛ تنبيه بدنى بسيار نادر است و آن هم با شدت و حدت نيست ؛ خوب مىخورند و خوب مىپوشند و در كار ازدواج و تربيت كودكان آنها مراقبت مىشود . در موقعى كه رفتار نامطلوبى با آنها بشود حق شكايت دارند و هرگاه مسلم بشود كه با آنها بدرفتارى شده است حق دارند پافشارى كنند كه به صاحب ديگرى فروخته بشوند . اين نيز اتفاق مىافتد كه وقتى غلامى يا كنيزى مورد شكنجه قرار مىگيرد يا مجروح مىشود ، همهء غلامان و كنيزان شهر با هياهو به دور آن خانه جمع مىشوند و بدين ترتيب دادگاه را به تحقيق در آن مورد وادار مىكنند . غلامان آزاد شده معمولا با بچههايشان به عنوان نوكر در همان خانه باقى مىمانند و خود را از اعضاى خانواده مىشمارند . چون هنگام ورود به ايران ، غلامان هنوز در دوران كودكى هستند همه مسلمان مىشوند . اغلب آنها زبان مادرى خود را به دست فراموشى مىسپارند
--> ( 1 ) . در ترجمهء لوتر از كتاب مقدس ( مواعظ II ) كلمهء عبرانى به خدمه ( Gesinde ) ترجمه شده ؛ اما اين كلمه درست با لفظ « خانهزاد » يعنى فرزند غلامى كه در خانه زاده شده است مطابقت دارد .