ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

172

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

تا مبادا گفته شود كه ديگر طرف توجه نيستند و عوايد آنها كفاف نگاهدارى نوكرها را نمىدهد . منتها با تنگدستى روزافزون خانواده‌هاى محترم اين رسم ديرى نخواهد پائيد و سرانجام اين وضع خودبخود تغيير مىكند . ب . غلامان هرچند كه رسم برده‌دارى از قديم‌ترين ايام متصور ، در شرق رواج داشته است - زيرا حتى حضرت موسى وقتى مىگويد : « حام بايد نوكر نوكران باشد » از بردگى سخن مىگويد - ، باز هرگز اين كار به آن فضاحت كه بعدها نزد يونانيان و روميان و ساير ملل غربى رايج شده ، نبوده است . علت آن هم شايد در كم‌تحركى و لختى شرقيها باشد . همانطور كه فرد شرقى براى رسيدن به ذروهء فضايلى كه مال و جان را فداى مقاصد و هدفهاى اجتماعى مىدارد چندان نمىكوشد ، به همان نسبت هم به دركات پستى و گناه و رذالت ساقط نمىشود و موجودى انسانى را تا آخرين رمق او استثمار نمىكند و او را در سطحى برابر با جانوران قرار نمىدهد . به همين دليل اسراى جنگى هرگز تا چند پشت در بند بردگى نمىمانند ؛ هنگامى كه كار انتقامجوئى پس از پيروزى پايان گرفت باز ملايمت و رأفت جبلى شرقيان جلوه مىكند ؛ مغلوبين يا فرزندانشان باز آزاد مىشوند و حقوق ساير اهل كشور را بدست مىآورند . حتى همين امروز هم اين ماجرا در بخارا ، خيوه و تركستان تكرار مىشود ؛ در آن ديار هر سال تعدادى از ايرانيان - و در گذشته روسها - ربوده مىشوند و به عنوان برده فروخته و به كار چوپانى يا كشاورزى گمارده مىشوند . اما پس از چند سال باز اينها به آزادى دست مىيابند و در آن ديار تخته‌قاپو مىشوند . به همين دليل هم كار در مشرق زمين هرگز به آن قيامهاى هول‌انگيز و خون‌آلود غلامان كه در تاريخ روم و تاريخ معاصر شواهد وحشتناكى از آن در دست است منجر نشده و در نتيجه موجبى پيش نيامده است كه براى مقابله با آن به تدابير خونين و ستمگرانه متوسل گردند . اغلب غلامان و كنيزان زرخريدى كه در ايران زندگى مىكنند در افريقا متولد شده‌اند و در كودكى از طريق بوشهر و مسقط ، و مقدار كمى هم از راه بغداد و عربستان به اينجا آمده‌اند . در بين آنها دو نژاد مشخص است : 1 . حبشى ، كه بينيهاى باريك و كشيده دارند ، فقط كمى لبهايشان به بالا برگشته است و موهايشان پيچ‌درپيچ و مجعد است ولى كركى نيست ؛ 2 . زنگى ، كه از زنگبارند و كاملا از نژاد سياهان محسوب مىشوند . حبشيها به علت زيبائى اندام و هوش خود مطلوب‌تر و گرانتر از زنگيها هستند . تعداد زرخريدهاى سفيد به چندين نفر محدود است كه همه از قبايل تركمن و بلوچ هستند ؛ زيرا جنگهاى ايرانيان با اين قبايل مجاور و هم مرزشان اغلب جنبهء منفى دارد و به ضرر آنهاست و حال هرگاه در شبيخونها