ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
158
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
طبيب مىروند و غيره ؛ زنان بسيار ثروتمند با اسب و در معيت خدمهء متعدد به ديد و بازديد مىروند ؛ پشت سر آنها « گيس سفيد » شان سوار بر اسب است و خواجه يا يكى ديگر از نوكران عنان اسب را بدست دارد . رفتن به زيارت امامزادهها يكى از سرگرميهاى مورد علاقهء زنان است و البته خيلى مىشود كه سواى زيارت به انجام دادن كارهاى عادى و دنيوى هم مىپردازند . على العموم مىتوان گفت كه مردان با همسران خود خوب رفتار مىكنند ؛ تنبيهات بدنى به هيچ وجه مورد ندارد ؛ زنان علىرغم جدا و مستور بودن خود بر همهء امور اعمال نفوذ مىكنند ؛ حتى در كارهاى سياسى و سقوط بعضى از حكام يا وزرا نيز سرنخ را بايد در اندرون جست . سوزندهترين دردى كه آتش به جان زن ايرانى مىزند زن جديد گرفتن شوهرش يا مهر ورزيدن بيشتر به هووى ديگرى است ؛ در چنين موردى ديگر تسلى نمىپذيرد ؛ بسيارى در چنين وضع و حالى نزد من مىآمدند و براى رفع ناراحتى خود چارهاى طبى مىجستند و هرگاه مىپرسيدم چه ناراحتى دارند در جواب مىگفتند : « باد اعراض دارم . » هرگاه زنى دريابد كه شوهرش خيال گرفتن زن جديدى دارد ديگر مىكوشد با تهديدها ، التماسها و گريهها وى را از آن بازدارد و اگر در چنين كارى توفيق نيابد آن وقت مىكوشد زن مورد نظر او را از چشم بيندازد و متهم كند ؛ اما سرانجام رضا به داده مىدهد و با هووى خود آشتى مىكند . نوعى سازش و حتى رقابت بين آنها برقرار مىگردد و هر دو با توسل به خيانت از شوهر خود انتقام مىكشند . در تابستان 1853 « 13 » به همدان مىرفتم ؛ بين راه خانم محترمى از ما پيشى گرفت . اين خانم با ارابهء پست به همدان مىرفت و اين كارى است سخت دشوار كه بندرت خانمى به آن تن درمىدهد . وى خود را شاهزاده خانمى معرفى كرد . به محض رسيدن به همدان شنيدم كه اين شاهزاده خانم قلابى زن فيلبان سلطنتى بوده كه به محض شنيدن خبر امكان ازدواج شوهرش بدون فوت وقت پيش او مىرفته است . وى سى و پنج ميل راه را ظرف دو روز طى كرد و اين سعادت را يافت كه عروسى را به هم بزند . مطابق رسم و قاعده زنى كه با شوهر خويشاوندى دارد مرتبهء اول را احراز مىكند ؛ وى امور خانه را مىگرداند ، سهم روزانهء برنج ، هيزم ، نان و غيره را تقسيم مىكند و حق همبسترى را معلوم مىدارد و بر ديگر زنان چنان اعمال نفوذ مىكند كه آنها در حضور وى بدون اجازه حق نشستن و قليان كشيدن ندارند . حال هرگاه يكى از زنان بچههائى آورد يا بخت با وى همراه بود كه مرگ آنان را درنربايد ديگر مىتواند به جاى زنى كه با شوهر قرابت دارد زن سوگلى باشد . همهء زنان ديگر به زنى كه از لحاظ نسب شاهزاده خانم باشد جاى مىپردازند و هرگاه در اندرون به آنها و بچهشان جاى كوچكى واگذار شود ديگر خود را خوشبخت مىشمارند . هرگاه پسرى از خانواده زن بگيرد طبق آداب و سنن مادرش نيز به همراه
--> ( 13 ) . برابر با 1269 ه . ق . - م .