ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
152
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
براى اينكه ظاهر قانونى حفظ شده باشد در اينگونه موارد معمولا كسى را پيدا مىكنند ( محلل ) كه چند روزى ظاهرا نقش شوهر را به عهده بگيرد . مسلم است كه از نظر قانون به هيچ وجه كسى را نمىتوان مجبور به دادن طلاقنامه كرد و من خود موردى را شاهد بودم كه اين ازدواج صورى تبديل به پيوندى ماندگار شد . در صيغه موضوع طلاق اصلا مطرح نيست زيرا قرارداد عقد خودبخود پس از مرور مدت معهود منقضى مىشود . به مرد اين اجازه داده شده كه زن عقدى مطلقهء خود را باز به صورت صيغه بگيرد . هنگامى كه شاه فعلى چهار زن عقدى داشت و خواست يك زن صيغه را كه مادر وليعهد بود عقد كند يكى از زنان عقدى خود را طلاق داد و بعد او را به صورت صيغه در سلك زنان حرم خود درآورد تا از اين ممر قانون شرع رعايت شده باشد . * زنانى كه براى بچههاى خود دايه مىگيرند ، بسرعت و پشت سر هم بار برمىدارند و تقريبا سالى يك شكم مىزايند درحالىكه نزد طبقات فرودستتر كه بايد بچه تا سه سال از شير مادر تغذيه شود ، باردارى و زايمان با تأنى بيشترى صورت مىگيرد . اما اتفاق مىافتد كه زنان علىرغم دورهء شير دادن در سال دوم قاعده مىشوند و به ضرر طفل شيرخوار خود باز بار برمىدارند . هرگاه زنى در دورهء شير دادن خود دچار تب نوبه بشود از ميزان شير وى كاسته مىگردد و سرانجام شيرش مىخشكد و بچه به اسهال دچار مىشود . به طور متوسط زنان ايرانى شش تا هشتبار مىزايند ؛ به اين حساب بايد گفت كه جمعيت مملكت بسرعت رو به فزونى است زيرا بچهها همه خوش رشد و پرقدرت هستند ؛ منتها از نظر دور نبايد داشت كه بيشتر در شهرها از شش بچه به زحمت دو نفر در قيد حيات مىمانند و گاهى همهء آنها تلف مىشوند . هر روز زنها به خانهء من مىآمدند و داروى آبستنى از من مىخواستند و در جواب سؤال من كه از آنها مىپرسيدم آيا تا به حال بچه آوردهاند يا نه عموما به صورتى يكسان مىگفتند : « پنج شش شكم زائيدهام ( ايرانيها معمولا اعداد ضمنى و تقريبى به كار مىبرند ) ولى همهء آنها مردهاند . » اكثر بچهها در سال دوم مىميرند . در اغلب شهرها در آمار تولد و مرگ ، ميزان تولد كمتر از مرگ ديده مىشود و بدين لحاظ لازم است كه همواره از اطراف و دهات به شهرها مهاجرت كنند . در بهار سال 1859 « 10 » تنها در اصفهان متجاوز از هشتصد بچه به بيمارى آبله جان سپردند . در اين اوضاع و احوال تعداد زنان بدون بچه زياد است و كمتر خواهر و برادرهائى پيدا مىشوند كه از يك مادر باشند . بهطور متوسط بندرت زنى پيدا مىشود كه بيش از يك بچهء زنده داشته باشد . داستان يكى از شاهزاده خانمها در تهران نقل محافل شده بود زيرا هشت بچهء زنده داشت و اغلب از من مىپرسيدند كه آيا من در اروپا چنين چيزى را شاهد بودهام .
--> ( 10 ) . برابر با 1275 ه . ق . - م .