ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
148
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مادرها الزاما پس از چند نسل نژاد از بين برود ؛ اما اينكه چنين امرى رخ نداده است بدان جهت است كه در شرق نيز يكهمسرى رواج عام دارد . باز به عنوان حقيقتى جالب توجه بايد يادآور شد كه يهوديان ساكن ايران نيز به داشتن چند همسر مجاز هستند و در عوض اهل سنت از داشتن صيغه منع شدهاند . هرگاه در مورد مقدمات ، خواستگار و والدين دختر به توافق رسيدند ديگر به كار عروسى مىپردازند . عقد نكاح طبق قوانين اسلامى - مانند دين يهود - بسيار ساده است . كافى است كه مرد از دخترى كه به سن بلوغ رسيده است تقاضاى ازدواج بكند و زن در پاسخ بگويد : « بله » . گفتن اين كلمات حتى بدون حضور گواهان كفايت مىكند كه عقد قانونى بسته شود . اما از ترس و نگرانى اينكه مبادا بعد ترديدى دربارهء اعتبار چنين عقدى ايجاد شود و از آنجا كه طبق قانون اين كلمات بايد با لهجهء درست عربى ادا شود و اين كارى است كه كمتر از عهدهء يك نفر ايرانى عادى برمىآيد ، معمولا ملائى را به هنگام عقد عروسى حاضر مىكنند . در خانوادههاى ثروتمند عروسى با جلال و شكوه بسيار برگذار مىشود و اغلب هفت تا هشت روز طول مىكشد . در تمام اين مدت ، هم در خانهء داماد ، و هم در منزل پدر و مادر عروس مهمانيها و سور و سرورها برپا مىگردد . در نخستين روز صيغهء عقد جارى مىشود و داماد در معيت دو شاهد نزد بزرگترهاى عروس مىرود و معمولا شيربها را بهمراه مىبرد . بعد عقد - النكاح به امضا مىرسد و در آن مهريه يعنى مبلغى كه عروس معمولا در صورت طلاق يا مرگ داماد دريافت مىدارد بدقت ذكر مىگردد . اين ديگر بديهى است كه قباله كه مطالبات عروس در آن به ثبت رسيده است براى حفظ و نگاهدارى به وى يا به بزرگترهايش سپرده مىشود . ملا خطبه را مىخواند و كلماتى نيز بر سبيل يادآورى و تذكار مىگويد . آنگاه پدر عروس يا در صورت غيبت او وكيلش روبروى داماد قرار مىگيرد ، دستهاى راست خود را به طرف يكديگر دراز مىكنند و در اين هنگام ملا صيغه را به زبان عربى به صداى بلند مىخواند و وكيل آن را تكرار مىكند : « دختر خود را كه باكرهاى است به نام . . . به عقد تو درمىآورم » . بلافاصله داماد نيز به همين ترتيب در جواب ، كلمات ملا را بدين نحو تكرار مىكند : « من ازدواج را مىپذيرم و دختر تو را در پناه خود مىگيرم و متعهد مىشوم از وى حفظ و حمايت كنم . شما كه حاضر و ناظر هستيد شاهد اين عقد باشيد . » با چند صلوات و مبارك باد از طرف كسانى كه آنها را احاطه كردهاند تشريفات پايان مىپذيرد . در مورد طبقات فقير عروس در شب بعد به خانهء شوهرش برده مىشود ؛ در خانههاى ثروتمندان و اعيان معمولا عروس را با داماد شب هفتم يا هشتم بعد از عقد دست بدست مىدهند و اين فاصلهء زمانى را همانطور كه ياد شد به تناوب با سور دادن ، نقاره و تمبك زدن ، چراغانى و در مورد ازدواجهاى سلطنتى با شليك توپ برگزار مىكنند . تا مدتى كه اين جشن و سرور برپاست مرد حق ندارد به سراغ زن خود برود و حتى او را