ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

147

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

- در صورتى كه آن قرارداد تمديد يا تجديد نشود - ديگر اين زن بر شوهر حرام مىشود . مرد متعهد است كودكانى را كه از اين زن صيغه به دنيا آمده‌اند ، بزرگ كند و به همين دليل قبل از گذراندن چهار ماه « 5 » پس از جدائى ، زن به ازدواج با مرد ديگرى مجاز نيست ؛ اما اغلب براى اين كار هم راه‌حلى پيدا مىكنند . رسم است كه مرد ايرانى ، در سفر ، جنگ يا مأموريت به ولايات هرگز زن خود را به همراه نمىبرد و تقريبا در هرجائى كه مدت زيادى درنگ مىكند صيغه‌اى مىگيرد . در شهر كرمان هستند كسانى كه براى هر تازه‌واردى كه فقط قصد چند روز اقامت داشته باشد زنى را براى صيغه عرضه مىدارند . از اين طريق اغلب ، اشكالات و پيچيدگيهائى پديد مىآيد . مثلا جوانانى از ولايات دوردست با اسناد و مداركى واقعى يا جعلى مىآيند و ادعاى ارث مىكنند و هرگاه پدر نتواند ثابت كند كه در مدتى كه آنها ادعا مىكنند در آن ولايت نبوده است ، در ادعاى خود پيروز هم مىشوند . اين هر سه نوع فرزند كه ذكر كرديم از نظر حق الارث با يكديگر برابرند ؛ اما در اين مورد هم گاه استثناهائى وجود دارد . مثلا يك شاهزاده خانم بيوه همهء مايملك شوهر را به خود و بچه‌اش تخصيص مىدهد ، هرچند كه مساوات خواهى اسلام هيچ تمايزى بين صنوف مختلف قائل نيست . مطابق آنچه گفته شد مرد ايرانى مىتواند به تعدادى نامحدود زن داشته باشد و اين مطلب در مورد چند تن از بزرگان واقعا مصداق هم يافته است . فتحعلى شاه چند صد زن داشت و چون همه برايش فرزندانى هم آورده‌اند تعداد عقبه و اولاد او در زمان حال ، پس از هشتاد سال ، به پنج هزار تن بالغ شده است . به همين دليل هم به وى « آدم ثانى » لقب داده‌اند . البته فقط معدودى از اين شاهزادگان توانستند با پدر به همچشمى برخيزند ، ولى به هر حال بسيارى از آنان فقط حدود چهل زن داشتند ؛ اين را هم بايد گفت كه اين مورد در شمار مستثنيات است . در شهرها فقط خانها و مأمورين دولت سه تا چهار زن مىگيرند ؛ اصناف پيشه‌ور و بازرگانان نمىتوانند از عهدهء مخارج چند زن برآيند و از طرف ديگر چون از بىنظمى و ولخرجى بيزارند به يك همسر اكتفا مىكنند . در دشتها و همچنين نزد قبايل چادرنشين رويهء يك همسرى رواج دارد ؛ حد اكثر آنكه يكى از رؤسا دو تا سه زن بگيرد . هرگاه خانى ، شاهزاده خانمى را به زنى بگيرد يا اگر چنين زنى به وى تحميل شود رسم - و نه شرع كه هيچ تفاوت و تبعيضى را نمىپذيرد - چنين ايجاب مىكند كه وى ديگر سواى شاهزاده خانم هيچ زنى نداشته باشد و حتى مجبور مىشود كه تمام زنان قبلى خود را مطلقه سازد يا اقلا آنها را از منزل اخراج كند و از هر آميزشى با آنان بپرهيزد . عموما مىتوان پذيرفت كه اصل بر يك همسرى است و تعدد زوجات استثنا بشمار مىرود . هرگاه تعدد زوجات آن‌طور كه معمولا در اروپا مىپندارند عموميت داشت مىبايست به علت تنوع

--> ( 5 ) . عدهء وفات چهار ماه و ده روز است نه عدهء طلاق كه سه ماه و ده روز است . - م .