ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
146
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
از دلدادگى قابل تطبيق نيست ؛ عشقى كه شاعران در آثار خود آن را مىستايند يا رمزى و كنايهاى است و يا كاملا جسمانى ؛ هميشه به دنبال كلمهء عشق لفظ وصل مىآيد كه به معنى آميزش بدنى است . پسربچه در چهاردهسالگى بالغ مىشود . هرگاه وى از خانوادهء معتبرى باشد در حدود شانزده يا هفدهسالگى و گاهى نيز حتى در دهسالگى بزرگترها برايش يك زن قراردادى كه صيغه ناميده مىشود مىگيرند ؛ تازه هنگامى كه كسب و كارى پيدا كرد و به سن رشد واقعى رسيد وى به ازدواج واقعى ( عقدى ) با دخترى از خانوادهاى محترم ، يا دخترعمويش ، يا يكى از شاهزاده خانمها تن مىدهد . بلافاصله زن قبلى يا پى كار خود مىرود و يا در خانهاى ديگر سكنى مىگزيند . تنها شاهد يك مورد بودم كه سن پدر و پسر بيش از چهارده سال قمرى باهم تفاوت نداشت . صحبت از شاهزاده سيف الدوله يكى از پسران فتحعلى شاه است كه به عنوان يكى از عجايب در دفتر وقايع شهر ثبت شد . زود ازدواج كردن يا اميد به ازدواج در آيندهء نزديك داشتن ، توأم با اين رسم كه لذت جنسى مجاز را بىجهت مكتوم نمىدارند بلكه بدون هيچ كراهتى در حضور بچهها از آن بحث مىكنند ، از آن گذشته انتشار اندك كتابهاى مشكوك همه اين حسن عمده را باعث شده كه از صرع ، گرفتگى عضلات ، فقدان عادت ماهانه ( حبس الطمث ) ، دردهاى توأم با قاعدگى و استشهاء در زنان جوان به هيچ وجه موردى ديده نمىشود و فقط نزد بيوهزنان و زنانى كه سخت تحت مراقبت قرار دارند و شوهرانشان از آنها غفلت مىورزند گاه و بيگاه رؤيت شده است . عروسى و ازدواج يا به صورت عقدى است يعنى تا هنگامى كه علتى براى فسخ آن پديدار نشود دوام دارد ، و يا صيغهاى است ، يعنى در طول مدتى كه قرار داده شده معتبر است . از آنجا كه كنيز از لحاظ جسمى و مالى به صاحب خود تعلق دارد پس ديگر نمىتوان دربارهء آنها صحبت از ازدواج به ميان آورد ، ولى بايد دانست كه فرزندان كنيزها قانونى هستند و مانند فرزندان زنان ديگر از حقوقى كاملا متساوى برخوردارند . ديگر آنكه از لحظهء فارغ شدن ، آنها ديگر كنيز نيستند و آزاده محسوب مىشوند . عقديها كاملا مانند همسران ما هستند ؛ از نظر شرع ايرانيها نمىتوانند در آن واحد بيش از چهار عقدى داشته باشند ؛ پس از مرگ يا رانده شدن يكى از آنها ايرانى حق دارد باز تعداد آنها را تكميل كند . صيغه به زنى مىگويند كه با قراردادى به مدت معلوم كه از يك ساعت تا نود و نه سال « 4 » در تغيير است در قبال مبلغى معين و جبران خسارتى معلوم به هنگام بروز حاملگى ، به حبالهء نكاح منقطع درمىآيد . در طول اين مدت تعيين شده زن صيغهاى از تمام حقوق زن عقدى برخوردار است . پس از انقضاى مدت صيغه
--> ( 4 ) . با قبول مدت نود و نه سال صيغه با عقدى برابر مىشود . صيغهء نود و نه ساله هنگامى معمولا انجام مىگيرد كه تعداد زنان عقدى به چهار رسيده باشد ؛ بدين طريق كلاه شرعى درست مىكنند و با اين راه حل ، پنجمين زن هم با ديگران داراى حقوق مساوى مىشود .