ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

137

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

تيراندازى معمولا در ييلاقها يا گردشها انجام مىگيرد . به عنوان هدف معمولا كلاهى تاتارى را كه در فاصله‌اى معين قرار داده‌اند انتخاب مىكنند . حالا ديگر بايد با زدن گلوله آن را از جاى انداخت ؛ يا اينكه با تفنگى كه آن را به روى چيزى تكيه داده‌اند تخم مرغى را نشانه مىروند و يا سكه‌اى را به هوا مىاندازند و مىكوشند آن را با گلوله بزنند ؛ در اين بازى غالبا به كارهاى ديدنى دست مىزنند . آنچه در اين باب قبلا گفتيم حاكى از آن است كه در مورد ايرانى رابطهء خاصى بين استراحت و فعاليت وجود دارد . پس از آنكه به اقتضاى اوضاع و احوال ، ساليان دراز خود را خانه‌نشين كرد و در آن مدت طولانى براى اينكه سوءظنى ايجاد نشود به زحمت جرأت يك‌بار از خانه بيرون آمدن را به خود داد و چهارده ساعت در روز خوابيد و بقيه را در حرمسرا بسر آورد ، در اثر تغيير اوضاع ناگهان از تفريط به افراط مىگرايد ؛ ديگر فقط پنج يا شش ساعت مىخوابد ، در كار و فعاليت آسودگى نمىشناسد و - سخت‌ترين شدايد را متحمل مىشود و اگر بخواهيم به اختصار بكوشيم : ديگر خستگى نمىشناسد ، تا اينكه در اثر تغيير مكرر اوضاع ناگزير شود ديگر بار به حال نخستين بازگردد . اما هر اتفاقى بيفتد وى همه چيز را با خونسردى برگزار مىكند زيرا « خدا بزرگ است و كسى به كنه مشيت او پى نمىبرد . »