ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

113

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

و جنس آن از ابريشم است . زنان اين طايفه بدون حجاب در گردشند و پيراهنى دراز و قرمز مىپوشند و در تهيگاه با كمرى آن را به تن خود محكم مىكنند ؛ گوشه‌اى از روسرى زرد ابريشمين آنها تا كمرشان مىرسد . كردها را از عمامه و عباى آنها كه چون گورخر خط خط است و از چكمه‌هايشان كه از تيماج سماقى سرخ رنگ است ، مىتوان بازشناخت . چادرنشينان در زمستان با نمد يا پوستين خود را مىپوشانند ؛ حتى كلاه گرد يا مخروطى آنها نيز از نمد ضخيم است . قبايل ساحلى درياى خزر به علت زمين باطلاقى و بوته‌هاى فراوان و درهم آن ديار لباسهاى تنگ و كوتاه مىپوشند و روى آن پارچه‌اى كه آب در آن نفوذ نمىكند - و از مخلوطى از ابريشم خام و پشم گوسفند تهيه شده است - بر تن مىكنند . ملاها به روى لباسهاى خود روپوش گشاد عربى كه به آن عبا مىگويند مىپوشند كه از موى شتر و به رنگ سياه است و آب در آن نفوذ نمىكند ؛ بهترين عباها را در كربلا نزديك بغداد و همچنين در كاشان و كرمان مىبافند . مرد ايرانى از زر و زيور معمولا ساعت جيبى زيبائى كه در آن با فشار باز مىشود ، انگشترئى با نگين فيروزه و يك انگشترى ساده‌تر از عقيق كه بر روى آن چيزهائى به خط تصويرى كه بىشباهت به تعويذ نيست كنده‌اند ، با خود دارد . از آن گذشته تسبيح ، مهر ، دوات و قلم‌تراش را بايد ذكر كرد . براى يك ساعت خوب وى بسيار اهميت قائل است و آن را با احتياط تمام در قاب ساعتى از جنس شال نگه مىدارد ، و در ماه رمضان تنها مونس وى همان ساعت است ، زيرا با نشان دادن ساعت و دقيقه ، وى را هر دم به نزديك شدن زمان رهائى از گرسنگى ، تشنگى و خوددارى از كشيدن قليان ، نويد مىدهد . ايرانى علاقه دارد كه ساعت خود را به اروپائيها نشان بدهد و قيمت آن را جويا بشود و پيش خود خيال مىكند كه اروپائى هم بايد همان اندازه از ساعت سررشته داشته باشد كه خودش از اسب و شال دارد . ايرانى براى ساعت ساخت انگلستان كه قاب هم داشته باشد ، برترى خاصى قائل است ، زيرا شيشهء شكسته ساعت را در اين كشور به زحمت مىتوان تعويض كرد . تسبيح قسمتى براى بازى به كار مىآيد ، زيرا وى روزهاى بيكارى خود را اغلب ساعتها به عبور دادن دانهء تسبيح از نخ مىگذراند و گاه نيز در موارد مشكوك با آن استخاره مىكند . دانه‌هاى تسبيح از چوبهاى خوش‌بو ، از نوعى ذغال سنگ ، از تربت و غيره ساخته مىشود و در طبقات بالا اغلب دانه‌هاى بزرگى را براى كمك به شمارش داخل دانه‌هاى تسبيح مىكنند . مهر براى هر ايرانى از ضروريات غير قابل اجتناب است ، زيرا فقط زدن مهر ذيل نامه يا اسناد بدانها قوت قانونى مىبخشد ؛ مهر جاى امضا را مىگيرد . در يك عقيق نام صاحب مهر يا يكى از اسماء الله با هنرمندى حك مىشود و دور آن را با اسليميها و خطوط پيچ‌درپيچ تزئين مىكنند چنان كه تقليد آن فوق العاده مشكل مىشود . دورهء اين سنگ بيضى يا چهارگوش ، از نقره يا طلاست ؛ در بالاى مهر قطعه جواهر كوچكى كار