ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
114
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مىگذارند تا اينكه صاحب مهر آن را به صورت معكوس به كار نبرد . آنگاه يك دستهء كوتاه عمودى به اين سنگ متصل مىكنند كه با لولائى به يك حلقه مربوط مىشود . مردم عاليمقام اغلب چندين مهر دارند : براى اسناد ، نامههاى خصوصى و غيره كه همهء آنها در منگولهاى از رشتههاى طلائى و نقرهاى پهلوى هم قرار گرفته است ؛ اين منگوله را كه در كيسهاى به دقت حفظ كردهاند هميشه در جيب نزد خود نگاه مىدارند . انگشتر فيروزه به نظر ايرانيان طلسمى است كه خوشبختى مىآورد زيرا در كلمهء فيروز كنايهاى از بخت و اقبال نيز هست ؛ همينكه ستارهء اقبال آنها درخشان نباشد يا دچار تنگ خلقى باشند و يا هوا بگيرد ، ايرانى انگشترى را به صورت مورب جلو چشم نگاه مىدارد و رنگ فيروزه از نظر او به منزلهء انعكاسى از رنگ آبى آسمان خواهد شد و وى را به ياد روزهاى خوشى و شادى خواهد انداخت و به همين دليل است كه آنقدر انگشترى فيروزهء خود را گرامى مىدارد و به سختى بسيار به فروش يا اهداى آن تن درمىدهد و از همين رو نيز هست كه وى براى نگينى كه نظرش را جلب كرده باشد اغلب قيمت غير عادى يكصد و پنجاه تومان را مىپردازد و اين قيمتى است كه هرگز در اروپا نمىتوان در ازاى چنين سنگى دريافت كرد . مطلوبترين اشكال فيروزه وقتى است كه تقليدى از سينهء زن باشد اما بزرگى آنچنان اهميتى دارد كه به هنگام تراش از اينكه ذرهاى از آن از دست برود مىهراسند . بيشترين ارزش از آن فيروزههائى است كه آبى آسمانى پررنگ باشد و به آن عبد الرضائى مىگويند ؛ همين آبى متمايل به سفيد يعنى شير فام را هم به شرطى كه از كهنه معدن باشد و لكهاى هم در آن ديده نشود تا اندازهاى مىپسندند . انواع فيروزهاى را كه رنگ آنها به سبزى مىزند و از معدن نو است خوش ندارند زيرا اين فيروزهها رنگ عوض مىكنند و به خود رطوبت مىكشند . از آن گذشته فروشندهها مىدانند چگونه با نگهدارى اين فيروزههاى نوع اخير در انبار رنگ زيبائى به آنها بدهند كه البته باز پس از چند روز به رنگ اصلى بازمىگردد و در نتيجه شخص ناوارد و بخصوص اروپائيها به سهولت در اين معامله فريب مىخورند . مطابق با قوانين شرعى نگين را نبايد در طلا گرفت و به همين دليل آن را در حلقهء نازكى از نقره مىگيرند و بدست مىكنند . روىهمرفته شرقيها علاقهء بسيار به جواهر دارند و بخصوص به انواع رنگين آن مانند ياقوت و زمرد اقبال مىكنند و اين تمايل نيز به صرف قيمت آنها نيست بلكه با لذت فراوان به آن خيره مىشوند و تحت تأثير آن قرار مىگيرند ؛ يك نفر شرقى سنگهائى را مىخرد كه هرگز از آن استفاده نمىكند و به كسى هم آن را نشان نمىدهد ؛ همين برايش كافى است كه گاهگاه آنها را برانداز كند و مورد تحسين قرار دهد ؛ سخن كوتاه ، وى عاشق است و سنگ را به خاطر خود سنگ دوست دارد . هيچچيز مانند يك جواهر تقلبى يا بدلى مورد نفرت ايرانى نيست ؛ او با نگاه ورزيدهء خود