ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
112
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
نمودن كسى به مقامى بلند يا دريافت فرمان شاهانه صورت مىپذيرد خلعت مىگويند . فرد خوشبختى كه خلعت گرفته وظيفه دارد درحالىكه خلعت را به تن كرده يا شال را به كمر بسته به دربار شرفياب شود ؛ از آنجا ديگر در حالى كه بر اسبى سوار است و گردن گرفته ، محسود و ممدوح ديگران در معيت خدمهء فراوان با غرور به خانه بازمىگردد و در آنجا تبريكات مهمانان و اطرافيانش را مىشنود و از آنها با شربت و شيرينى پذيرائى مىكند . بخصوص شاعران هرگز چنين موقع مناسبى را از دست نمىدهند و مركب خيال را به جولان درمىآورند تا خردهنانى از سفرهء آن بزرگوار بچنگ آورند . پس از برگذار شدن تشريفات ديگر مالك خلعت اختيار دارد كه آن را بفروشد يا به ديگرى ببخشد و در هر دو حال اين كار موجب ناخرسندى دهندهء خلعت نمىشود . شاه اغلب از من مىپرسيد من اسبى يا شالى را كه از او هديه گرفتهام به چند فروختهام و اغلب يادآورى مىكرد كه من اين چيزها را به قيمت ارزان از دست دادهام . شايد به چشم يك نفر اروپائى اين جامههاى رنگارنگ كه از نقش درخت خرما و اسليمى آكنده است فقط يك لباس خواب قيمتى محسوب شود و بس ، اما ايرانى كاملا با نظر متفاوتى به آن مىنگرد . لباس شال هرچند هم كه كهنه و فرسوده باشد باز صاحب آن از داشتنش مغرور است و به كسى كه لباس ابريشمين نوى در بر دارد ، به ديدهء تحقير مىنگرد . از نشانههاى تربيت خوب يكى هم اين است كه آدم قيمت يك اسب ، فرش يا شال را دقيقا بتواند تخمين بزند . حتى اگر شال را به قطعات خيلى كوچك هم تقسيم كنند باز خيلى كم از ارزش آن كاسته مىشود ؛ در آن صورت آن را مىكشند و برحسب وزن آن به مثقال مىفروشند و براى حاشيهدوزى به كار مىبرند ؛ كيسههاى كوچك ، شبكلاه و غيره از آن درست مىكنند يا با چنان هنرمندى قطعات را بهم مىپيوندند كه به زحمت مىتوان درزى از آن را به چشم ديد و اين كارى است كه رفوگران بدان اشتغال دارند . تقريبا همه نوع رشوه را با شال مىدهند ؛ هرچه اين پارچه گرانبهاتر باشد پاى شرافت ايرانيان چه مرد و چه زن بيشتر در برابر آن مىلنگد . شالهاى كهنه را مىشويند و تعمير مىكنند و چنان به آن جلا و تازگى مىدهند كه آدم غير وارد آن را نو مىپندارد . اصولا ايرانى هيچ بد نمىداند كه لباس مستعمل ديگرى را باز بپوشد و هرگاه مرد محترمى لباس مستعملى براى خود بخرد اين كارش به هيچ وجه جلب نظر نمىكند و عجيب نمىنمايد . لباسهاى دوخت ايرانى را خياطهاى محلى مىدوزند . لباسهاى مدل اروپائى را بعضى از اروپائيهائى كه از ايران عبور مىكنند يا در آنجا مقيم هستند مىدوزند . هر ايرانى ، از هر صنف و شغل كه باشد بدقت مىداند كه براى چه لباسى چه مقدار پارچه لازم است ؛ خياط به منزل مىآيد و در آنجا اندازههاى هر قسمت از لباس را معلوم مىكند و به اطلاع مىرساند . تركمانهاى مقيم ايران هنوز لباس مخصوص خود را حفظ كردهاند . مردها كلاهى استوانهاى از پوست بره بسر مىگذارند كه داراى آسترى ضخيم از پشم است و جامهاى دراز در بر مىكنند كه راهراه سياه ، قرمز يا آبى دارد